شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٨٠ - در بيان آن كه مرد بد كار چون متمكن شود در بد كارى و اثر دولت نيكو كاران ببيند شيطان شود و مانع خير گردد از حسد، همچون شيطان كه خرمن سوخته، همه را خرمن سوخته خواهد أ رأيت الذى ينهى عبدا اذا صلى
در بيان آن كه مرد بد كار چون متمكن شود در بد كارى و اثر دولت نيكو كاران ببيند شيطان شود و مانع خير گردد از حسد، همچون شيطان كه خرمن سوخته، همه را خرمن سوخته خواهد. أ رأيت الذى ينهى عبدا اذا صلى
|
وافيان را چون ببينى كرده سود |
تو چو شيطانى شوى آن جا حسود |
|
|
هر كه را باشد مزاج و طبع سست |
او نخواهد هيچ كس را تن درست |
|
|
گر نخواهى رشك ابليسى بيا |
از در دعوى به درگاه وفا |
|
|
چون وفاات نيست بارى دم مزن |
كه سخن دعوى است اغلب ما و من |
|
|
اين سخن در سينه دخل مغزهاست |
در خموشى مغز جان را صد نماست |
|
|
چون بيامد در زبان شد خرج مغز |
خرج كم كن تا بماند مغز نغز |
|
|
مرد كم گوينده را فكر است زفت |
قشر گفتن چون فزون شد مغز رفت |
|
|
پوست افزون بود لاغر بود مغز |
پوست لاغر شد چو كامل گشت و نغز |
|
|
بنگر اين هر سه ز خامى رسته را |
جوز را و لوز را و پسته را |
|
|
هر كه او عصيان كند شيطان شود |
كه حسود دولت نيكان شود |
|
|
چون كه در عهد خدا كردى وفا |
از كرم عهدت نگه دارد خدا |
|
|
از وفاى حق تو بسته ديدهاى |
اذكروا أذكركم نشنيدهاى |
|
|
گوش نه اوفوا بعهدي گوش دار |
تا كه اوفى عهدكم آيد ز يار |
|
ب ١١٨٣- ١١٧١ أ رأيت الذى ينهى. عبدا اذا صلى: ديدى آن بنده را، باز مىدارد بندهاى را كه نماز مىگذارد.» (علق، ٩- ١٠) اين آيهها در نكوهش ابو جهل است كه از مردم خود پرسيد محمد پيش روى شما نماز مىخواند و سجده مىكند گفتند آرى. گفت به لات و عزى سوگند اگر او را در