شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٢٧ - مناجات
|
باز منزلهاى دريا در وقوف |
وقت موج و حبس بىعرصه و سقوف |
|
|
نيست پيدا آن مراحل را سنام |
نه نشان است آن منازل را نه نام |
|
|
هست صد چندان ميان منزلين |
آن طرف كه از نما تا روح عين |
|
|
در فناها اين بقاها ديدهاى |
بر بقاى جسم چون چفسيدهاى |
|
ب ٨٠٧- ٧٩٩ صد هزاران حشر: «حشر» در لغت گرد آوردن است و در اصطلاح قرآن و حديث فراهم آمدن مردمان است در روز رستاخيز. و در اين بيت مقصود فراهم آمدن اجزاء است پس از پراكنده شدن آن در مرحلههاى جمادى، نباتى، حيوانى، و ... اما «صد هزاران حشر»، و تأكيد مولانا بر مخاطب بدان كه آن را ديدى، محتملا مقصود كون و فساد است كه در هر لحظه حشر و نشرى است يا مبالغت است در عدد.
نما: مرحله نباتى.
پنج و شش: حواس و جهات.
لب بحر: استعارت از انتهاى عالم جسمانى و آغاز عالم مجردات.
|
سير جسم خشك بر خشكى فتاد |
سير جان پا در دل دريا نهاد |
|
٥٧٢/ ١ لا: مرحله نفى آثار جسمانيت.
منزلهاى (خشكى): آن جا كه مسافر در آن رخت مىاندازد و به استراحت مىپردازد.
مانند كاروانسرا.
منزلهاى دريا: آن جا كه كشتى به خاطر موج و نامساعد بودن شرايط بايد توقف كند. (اين منزلها چون منزلهاى خشكى كه ده و كاروانسرا و توقفگاه است، نيست كه علامتى داشته باشد.) سنام: در لغت «كوهان» است، و در اين بيت مقصود نشانه است كه از آن حدود را مىتوان تشخيص داد.
روح عين: روح انسانى. (ميان مرحله نباتى تا روحانى منزلهاى بسيار داشت.) بارها ضمن بيتهاى مثنوى آمده است كه آدمى مرحلههايى را پيموده و يا به تعبير مولانا حشرهايى ديده تا به مرحله انسانى رسيده.