كلمات المحققين تحتوی علی ثلاثین رسالة - أعلام الفقهاء و المحققین - الصفحة ٥١١ - ٢٢ - رسالة فى حقيقة الوجود للمحقق الشريف
ادراك ان عاجز است همچنانكه حواس از ادراك معقولات كه مدركات عقل است عاجزند و در ان طور محقق شده است كه حقيقت وجود عين واجب الوجود است نه كلى است و نه جزئى و نه عام است و نه خاص بلكه مطلق است از همه قيود تا حدى كه از قيد اطلاق نيز معراست بر ان قياس كه ارباب علوم عقليّه در كلى طبيعى گفتهاند و ان حقيقت در همه اشياء كه موصوفند بوجود كلّى ظهور كرده است باين معنى كه هيچ چيز از ان حقيقت خالى نيست كه اگر از حقيقت وجود بكلى خالى بودى اصلا بوجود موصوف نگشتى و هر گاه كه ان حقيقت ملاحظه شود باعتبار اطلاقى كه مذكور شد آن را حضرت احديت جامعه خوانند و هر گاه كه ملحوظ شود بان اعتبار كه هيچ چيز از قيود و تعيّنات در مرثيه ذات وى نيست و تقييد را باين نفى با وى ملاحظه دارند آن را احديت صرف خوانند و چون ان ذات بتجلى اوّل بمرتبه اسماء و صفات در ساير اشياء كه مظاهر اسماء و صفات و مرائى ذات و يند تجلى و تنزل كند آن را صانع المخلوقات گويند و مراتب مظاهر و مرائى نامحصور و متفاوتند و هر يكى بقدر قابليت مظهر بعضى از صفات و نوع انسان را قابليت مظهريّتان مجموع است و حديث پيغامبر عليه الصلاة و السّلام كم خلق اللّه آدم على صورته) (اشارة باين معنى است اى خلقه مظهر الجميع صفاته و هر حسنى كه در مخلوقاتست ان حسن و كمال صفات و ذات او است چنانكه شاعر گويد شعر اى حسن ترا بهر مقامى نامى وى از تو بهر ولشدهاى پيغامى كس نيست كه نيست [بهرهمند] از تو ولى اندر خود خود بجرعه يا جامى و طايفه موحده گفتهاند كه ذات وحدانى كه حقيقت وجود مطلقست بقيود و تعيّنات اعتباريه در لباس كثرت ظهور كرده و باين سبب در وحدت حقيقى وى هيچ شايبه كثرت و انقسام راه نيافت همچنانكه وحدتى كه مبدأ اعداد است در همه مراتب اعداد ظهور كرد و هيچ انقسام بحقيقت ان وحدت راه نيافت چنانكه در همه كثرت بىنهايت اعداد وحدت نيست در كثرت همه موجودات بجز ان ذات وحدانى نيست ليكن چون از تجليات و تنزّلات ان ذات قيود و تعينات اعتباريّة با وى منضم است توهم تعدد و كثرت حقيقى پيدا شود اما ابصار اولى الايدى و الابصار دريافتند كه انكثرت اعتبارى است و در آنجا امر حقيقى بجز ان ذات وحدانى نيست و بتحقيق دانستند كه با غير وحدانيّت وجود اعتبار محال باشد و هر غيرى كه در توهم آيد خيال بود