كلمات المحققين تحتوی علی ثلاثین رسالة - أعلام الفقهاء و المحققین - الصفحة ٤٨٧ - فصل هشتم تصوير صدور فعل از قادر مختار بالارادة
نفسانى و جسمانى چنانكه بايد از او ممكن باشد و اگر در اعتدال مزاج و سلامت اعضاى او خللى باشد ان كيفيت چنان باشد كه صدور و لا صدور حركات از او مناسب اين حال اقتضا كند و اين معنى ظاهر است و غرض از ايرادش آنكه مراد از قدرت در اين موضع ان كيفيت نفسانى مذكور است و روشنست كه ان كيفيّت بحسب استعداد از آفريدگار او تعالى ذكره درو بديد مىآيد و او را در اكتساب ان بعد از حصول استعداد تاثيرى نباشد و در تحصيل استعداد اختيار يكى از دو وجه باشد يكى آنكه تدبير مزاج كند تا صحت نگاه دارد يا اگر زايل شود باز آيد دوم آنكه عادت و تمرن افعال بر وجهى كند كه استعداد بيفزايد چه بتكرار مباشرت بعضى افعال قوتى كه مبدأ ان فعل باشد زيادت شود اينست سخن در قدرت و بعد از اين بحث از حال ارادت كنيم گوئيم هر گاه انسان يا حيوان چيزى كه وصولش بان ممكن باشد ادراك كند اگر ان چيز را ملايم خود شمرد يعنى بحسب علم يا ظن يا تخيل ضرورى يا نافع در وى شوقى حادث شود بوصول بان چيز كه شهوت از ان قبيل بود و اگر ناملايم شمرد بوجهى و ملايم بوجهى با ملايم شمرد بحسب عضوى يا قوتى و ناملايم بحسب عضوى يا قوتى ديگر و همچنين چون ادراكات را انواع بسيار است بحسب حواس ظاهر و باطن و در انسان بحسب قوة نطق و عقل پس باشد كه يك چيز را بحسب ادراكى ملايم شمرد و بحسب ادراكى غير ملايم چنانكه مثلا در شم ناخوش آيد و در ذوق خوش يا بحسب استعداد احساس ملايم و بحسب توهم و تخيل ناملايم يا بحسب قوتى حيوانى ملايم بود و بحسب عقل ناملايم و در عقل باعتبارى ملايم و باعتبارى ناملايم و بر جمله چون اين اختلاف حاصل شود هر ادراك كه آن را ملايم شمرد او را داعى بدان حادث شود و بحسب هر ادراك كه آن را ناملايم شمرد صارفى از ان بديد آيد پس اگر دواعى خالص از صوارف بود يا دواعى را بر صوارف ترجيح باشد نفس بيك جهت عازم شود بر طلب ان مدرك يا بحركت نزديك او يا بجذب او بخويش و ما ان عزم جازم را در اين موضع ارادت ميخوانيم و اگر صوادف را ترجيح باشد نفس بيك جهت عازم شود بر حذر از ان يا بنفى ان يا بهرب از ان و ما ان عزم جزم و اكراهت ميخوانيم و اگر دواعى و صوارف بتكافؤ افتد نفس در تردد و تحير بماند و بتخيّل يا تفكر طلب ترجيح جانبى بر جانبى ميكند و ان تخيل يا تفكر هم حركت ارادى نفسانى باشد و حكمش