كلمات المحققين تحتوی علی ثلاثین رسالة - أعلام الفقهاء و المحققین - الصفحة ٤٩٠ - فصل نهم شروع حل شبهه بعد از مقدمات مباحث سابقه
مستند است بعلت اوّلى و گويد فعل خداى تعالى است بعد از وضوح معنى در عبارت مضايقتى نيست امّا اگر گويد كه اين افعال تابع قدرت و ارادت انسانى نيست و فعل خدا است بىواسط اسباب و تكليف و امر و نهى و جهد و سعى مردم در ان تاثيرى نيست حاشا و كلّا اين اعتقاد مخالف حق است و با وجود غير مطابق و آنچه بعضى گويند كه چون خداى تعالى بيش از خلق مردم دانست كه مردم چه خواهند كرد خلاف ان نتواند كرد و اين جبر باشد در جواب بمعارضه گوئيم همچنانكه افعال مردم پيش از خلق ايشان دانست باعتراف تو افعال خود پيش از آفرينش ان هم دانست پس او را تعالى هم جبر لازمايد و هر چه جواب تست در افعال او تعالى جواب ما است در افعال مردم و آنچه تحقيق است در اين موضع آنست كه علم او تعالى هر چند موجب فعلى معيّن باشد اما چون موجب فعلى باشد كه سبب قريب ان فعل قدرت و ارادت شخص باشد منافى اختيار آن شخص نباشد چنانچه در فصل ششم گفته امد و آنچه گويند در جهد چه فايده اگر خداى تعالى كسى را چيزى تقدير كرده است اگر جهد نكند لا محاله باو رسد و اگر تقدير نكرده باشد و او بسيار جهد كند باو نرسد جواب اين هم از آنچه گذشته معلوم شد چه آنچه خداى تعالى در چنان تقدير كرده باشد كه بتوسط جهد حاصل شود آن كس را كه جهد نكند حاصل نشود و جهد ناكردن دليل ناكردن تقدير خداى تعالى باشد چنانكه عدم الت تناسل در خلقت دليل باشد بر آنكه صاحبش را فرزند تقدير نكرده است چه عدم سبب همچنانكه سبب عدم مسبب باشد دليل عدم سبب موجب ان سبب نيز باشد اما آن كسى را كه جهد كند واجب نباشد كه هر چيز بتوسط جهد تقدير كرده باشند باو رسد چه جهد تنها سبب موجب نباشد بلكه با ان شرايط ديگر ببايد كه حسن توفيق عبارت از استجماع الشرائط باشد و سوء توفيق عبارت از فقدان بعضى از ان و وجود سبب غير موجب اقتضاى وجود مسبّب كند اين است آنچه مجرد اين سواد را در اين مسأله معلوم شده است از مقتضاى افكار اهل تحقيق و پوشيده بماند بر كسانى كه از نصوص انبياء و بزرگان دين و دعوت خبردار باشد كه اين نسخه موافق اشارت ايشان است و از همه ظاهرتر آنست كه در خبر امده است كه او پيغمبر صلوات الله عليه پرسيدند كه) (ا نحن فى امر فرغ منه ام فى امر مستانف فقال ٧ فى امر فرغ منه و فى امر مستانف) (و آنچه گفته است ٧) (جفّ القلم بما هو كائن قيل له