نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٥٧ - انواع سحر
خداوند پناه بايد برد.[١]
شيخ الطايفه ابوجعفر طوسى نيز از باور اهل حق درباره سحر پرده برداشته مىگويد: براى سحر، چهار معنى آوردهاند:
يك. خدعه و فريبكارى عارى از حقيقت كه در چشم جادوشدگان حقيقت مىنمايد.
دو. چشمبندى از راه فريب و حيلهگرى.
سه. تبديل يك موجود جاندار به موجود ديگر و آفرينش برخى از اجسام. مثلًا به كمك جادو انسان را تبديل به الاغ كند و برخى از چيزها را بيافريند.
چهار. نوعى به كار گرفتن جنّيان.
آن گاه فرموده: نزديكترين تعريف به سحر همان تعريف اول است؛ زيرا هرچه از مجراى طبيعى خارج شود به گمان ايشان سحر است و چنين چيزى هرگز از ساحر ساخته نيست و هركه چنين باورى داشته باشد كافر است، زيرا اگر چنين چيزى ممكن باشد نمىتوان به حقانيّت معجزات و دلائل نبوّت پيامبران يقين پيدا كرد، چرا كه همانند آن از راه سحر و فريب نيز ممكن بوده است.[٢]
شيخ طوسى در كتاب خلاف نيز به همين گونه سحر را انكار كرده است.[٣]
طبرسى نيز مىگويد: سحر و كهانت و همه از يك قبيلاند. از جمله اقسام سحر، خطاى چشم است كه خيال مىكند چنان است كه مىبيند ولى در واقع نيست. بنابراين سحر نوعى از حيلههاى پنهان است كه چيزى را برخلاف شكل واقعى و از غير جنس اصلى نشان مىدهد امّا ماهيّت واقعى آن را تغيير نمىدهد. آيا نمىبينى كه فرمود:
«يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى» در اثر سحرشان چنان در چشم او تخيّل مىشد كه گويى مىخزد.[٤]
علامه بزرگ، مجلسى، در عبارتى ناظر به سخن ابن خلدون- كه خواهيم آورد- مىگويد: آنچه از سرزمينهاى تُرك نشين نقل مىشود كه ابرها ايجاد مىكنند و باران مىآفريند، و هرچه درباره تاثيرات اعمال اين كافران در پديدههاى جوّى و سازمان
[١] . في ظلال القرآن، ٣٠/ ٢٩١، مجلد ٨/ ٧٠٩.
[٢] . تفسير تبيان، ١/ ٣٧٤.
[٣] . ر. ك: الخلاف، ٢/ ٤٢٢.
[٤] . مجمع البيان، ١/ ١٧٠.