نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٥٩ - انواع سحر
مىگذارند كه طلسمات ناميده مىشود و از مرتبه نخست، ضعيفتر است. دسته سوم در نيروى تخيّل ديگران تصرف مىكنند و با نوعى خيالپردازى و خيالانگيزى و صورت آفرينى مقصود خويش را در خاطر و ديده مخاطب القا مىكنند، سپس با نيروى درونى خويش آنچه را مىخواهند در حسّ بينندگان مىآفرينند، تا آنجا كه چنان مىنگرند كه گويى چيزى را كه به واقع نيست مىبينند، چنان كه نقل مىشود گاه باغ و بستانها و كاخ و جويبارها ديدهاند حال آن كه هيچ يك از اين چيزها وجود خارجى نداشته است. اين نوع از سحر را فلاسفه شعوذه يا شعبده مىنامند.
نيز بايد دانست اين ويژگى بالقوه در ساحر وجود دارد مانند همه قواى بشرى ديگر. اما به فعليّت درآمدن آن با رياضت ممكن مىشود كه آن هم با رو كردن به افلاك و ستارگان و عوالم علوى و شياطين همراه با كرنش و پرستش و خضوع و تواضع خواهد بود كه اينها خود روى آوردن به سوى غيرخدا و سجده براى جز اوست و طبعاً كفر خواهد بود و به همين جهت ساحرى و اسباب و ابزار آن همه كفر است.
و بدان كه در اين مطلب كه سحر حقيقت دارد و تأثيرگذار است شك و ترديدى ميان خردمندان نيست، و قرآن كريم نيز تصريح دارد: چنان كه خداى تعالى فرمود:
«وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ ...»[١] امّا شياطين كافر شدند كه مردم را جادوگرى مىآموختند، و نيز آن افسون كه بر آن دو فرشته، هاروت و ماروت، در بابل نازل شده در حالى كه آن دو به هركس كه جادوگرى مىآموختند مىگفتند كار ما فتنه است مبادا كافر شوى ... و مردم از آن چيزهايى مىآموختند كه مىتوانستند ميان زن و شوى جدايى افكنند و آن دو جادوگر جز به فرمان خدا به كسى زيانى نمىرساندند.
پيامبر نيز جادو شد به گونهاى خيال مىكرد كارى انجام مىدهد، حال آن كه انجام نمىداد، و سحر او را نيز در شانه مو و شانه كتان و كاسه برگ خرما تعبيه كرده و در چاه ذروان زير خاك پنهان كرده بودند. اينجا بود كه خداوند سوره فلق را نازل فرمود كه اين آيه در آن بود: «وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ»[٢] و از شرّ زنان دمنده در افسونهاى گره بسته. عايشه گويد: پيامبر اين آيه را بر هيچ گرهى از آن گرهها نمىخواند مگر اينكه باز مىشد ... ما خود به چشم ديدهايم كسى را كه تصوير فرد جادو شده را به گونهاى
[١] . بقره/ ١٠٢.
[٢] . فلق/ ٤.