ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٧٣ - گفتارى در مورد مقدار زكات فطره
متعارف با آن تغذيه مىكنند اگر چه تنها به آن غذا هم اكتفا نكنند، مانند گندم، جو و برنج در اكثر شهرستانهاى ايران و عراق، و خصوص برنج در گيلان و اطراف آن، و خرما، و كشك و ماست در مثل نجد و صحراهاى حجاز، اگر چه اقوى آن است كه غلات چهارگانه مطلقا جايز است. بنابراين اگر در منطقهاى غالبا با ذرّت و مانند آن تغذيه كنند جايز است زكات فطره را از همان ذرّت بدهند، چنان كه پرداختن غلات چهارگانه هم جايز است. و اگر غذاى خاصّى غلبه نداشته باشد احتياط (واجب) دادن غلات چهارگانه است. و جايز است پول را به عنوان قيمت بدهند. و پرداختن غير پول كه از جنس خود زكات نباشد، به عنوان قيمت، محلّ اشكال است؛ بلكه كافى نبودن آن خالى از وجه نيست. و بايد در قيمت، زمان و مكان پرداختن آن ملاحظه شود.
(١)
مسأله ٢- مالى كه براى زكات فطره مىدهد لازم است سالم باشد
؛ پس اگر معيوب باشد كافى نيست، چنان كه اگر ممزوج باشد به چيزى كه قابل مسامحه نيست كفايت نمىكند؛ بلكه دادن جنس معيوب يا ممزوج به عنوان قيمت جنس صحيح و غير ممزوج مورد اشكال است.
(٢)
مسأله ٣- براى زكات فطره خرما افضل است
و بعد از آن كشمش، البته گاهى به ملاحظه امور خارجى چيز ديگرى كه نافعتر باشد ترجيح داده مىشود. مثل اينكه براى كسى كه غذاى او گندم اعلى است بهتر است كه از همان گندم اعلى بدهد نه از نوع پستتر، يا از جو.
(٣)
گفتارى در مورد مقدار زكات فطره
(٤) مقدار زكات فطره از هر نوع قوت و غذايى كه باشد يك صاع است حتى از ماست، و «صاع» چهار مدّ است و اين چهار مدّ نه رطل- كيل- به رطل عراقى و شش رطل به رطل مدنى است و اين چهار مدّ (يا نه رطل و شش رطل) ششصد و چهارده مثقال و ربع مثقال صيرفى است؛ پس صاع به حسب «حقّه»[١] نجف- كه نهصد و سى و سه مثقال و ثلث مثقال است- نصف حقّه و نصف «وقيّة»[٢] و سى و يك مثقال، دو نخود كم مىباشد، و به حسب «حقّه» اسلامبول- كه دويست و هشتاد مثقال است- دو حقّه و سه ربع «وقيّة» و يك مثقال و سه چهارم مثقال است. و به حسب «من» شاهى- كه هزار و دويست و هشتاد مثقال است- از نصف من، بيست و پنج مثقال و سه ربع مثقال كم. و به حسب كيلوگرم كه در اين زمان متعارف است نزديك سه كيلوگرم است.
[١] كيل: پيمانه است.
[٢] يك جزء از دوازده جزء رطل.