ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٦٥ - مسأله ٥ - اگر به جهت لال بودن و مانند آن تلفظ ممكن نباشد
مبلغ به من بفروش». سپس فروشنده بگويد «فروختم آن را در مقابل آن مبلغ» ظاهر اين است كه صحيح است؛ اگر چه احتياط آن است كه مشترى قبول را اعاده كند.
(١)
مسأله ٣- موالات بين ايجاب و قبول به معناى نبودن فاصله طولانى بين آنها كه آن را از عنوان عقد و قرارداد بستن به هم، خارج سازد، معتبر مىباشد.
و فاصله مختصر، بطورى كه گفته شود كه اين قبول آن ايجاب است، ضررى نمىرساند.
(٢)
مسأله ٤- مطابقت بين ايجاب و قبول، در عقد معتبر است
؛ پس اگر مختلف شوند، به اينكه فروشنده بطور خاصى از جهت مشترى يا جنس يا عوض آن يا شرايطى كه دنبال عقد است ايجاب بگويد، و خريدار به طور ديگرى قبول كند، قرارداد، بسته نمىشود. بنابراين، اگر فروشنده بگويد: «اين را به موكّل تو به فلان مبلغ فروختم» و وكيل بگويد: «براى خودم خريدم» معامله منعقد نمىشود. ولى اگر فروشنده بگويد: «اين را به موكّل تو فروختم» و خود موكّل كه حاضر است و مورد خطاب فروشنده نبوده، بگويد: «قبول كردم» بعيد نيست كه صحيح باشد. و اگر (فروشنده) بگويد: «اين را در مقابل فلان مبلغ به تو فروختم» و او بگويد: «براى موكّل خودم قبول كردم» پس اگر فروشنده قصدش اين بوده است كه فروش براى خود مخاطب واقع شود، منعقد نمىشود، و اگر قصدش از وى اعم از اين باشد كه او اصيل باشد يا وكيل صحيح است.
و اگر فروشنده بگويد: «اين را به تو به هزار فروختم» و مشترى بگويد: «نصف آن را به هزار يا پانصد خريدم» منعقد نمىشود؛ بلكه اگر مشترى بگويد: «هر نصف آن را به پانصد خريدم»، خالى از اشكال نيست. البته اگر هر نصفى از آن را به طور مشاع اراده كرده باشد، بعيد نيست كه صحيح باشد. و اگر (فروشنده) به دو نفر بگويد: «فروختم اين را به شما به هزار» و يكى از آنها بگويد: «نصف آن را به پانصد خريدم» منعقد نمىشود. و اگر هر كدام از آن دو نفر اين چنين بگويد بعيد نيست كه صحيح باشد، اگر چه خالى از اشكال نيست. و اگر (فروشنده) بگويد: «اين را به آن فروختم بنابراين كه (به شرط آنكه) سه روز براى من مثلا خيار فسخ باشد». و مشترى بگويد: «بدون شرط خريدم» منعقد نمىشود. و اگر عكس آن باشد، به اينكه فروشنده بدون شرط ايجاب بگويد و مشترى با شرط قبول كند، معامله مشروط منعقد نشده است، و آيا معامله به طور مطلق و بدون شرط، منعقد شده است (يا نه)؟ در آن اشكال است.
(٣)
مسأله ٥- اگر به جهت لال بودن و مانند آن تلفظ ممكن نباشد
اشارهاى كه بفهماند جاى لفظ را مىگيرد، حتى بنابر اقوى در صورتى هم كه متمكن از وكيل گرفتن باشد. و اگر از اشاره هم ناتوان باشد احتياط آن است كه يا وكيل بگيرد يا به طور معاطات انجام دهد. و در صورتى كه هيچ يك از اين دو ممكن نباشد، انشاى وى با نوشتن خواهد بود.