ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤١٣ - مسأله ١ - اگر كسى باغى بفروشد زمين و درخت و نخل داخل آن است
(١)
گفتارى درباره احكام خيار
(٢) خيار، داراى احكامى است كه بين همه خيارات مشترك است و داراى احكامى است كه اختصاص به بعض آنها دارد كه اين مختصر با تفصيل آنها مناسب نيست.
پس، از احكام مشترك اين است كه وقتى كسى كه داراى خيارات است بميرد، خيار او به وارثش منتقل مىشود بدون آنكه فرقى بين انواع خيار باشد. و آنچه كه مانع از ارث اموال است بخاطر نقصانى كه در وارث است مانند قتل و كفر مانع از اين ارث هم مىشود. همانطورى كه آنچه به واسطه آن حجب از ارث در حدّ محروميت از ارث حاصل مىشود- و آن وجود داشتن وارث نزديكتر به ميّت است- در اينجا هم جلوى ارث را مىگيرد. و اگر خيار تعلّق به مال خاصى داشته باشد كه بعضى از ورثه از آن محروم هستند، مانند زمين نسبت به زوجه، و حبوه نسبت به غير فرزند بزرگتر؛ پس آن وارث (كه از ارث بردن از خود مال محروم است) از خيار متعلق به آن به طور مطلق محروم نمىباشد.
(٣)
مسأله ١- در جايى كه وارث يكى است، اشكالى نيست، و اگر وارث متعدد شد
اقوى آن است كه خيار براى مجموع آنها است بطورى كه فسخ بعضى از آنان بدون ضميمه شدن فسخ بقيه- نه در تمام مبيع و نه در حصه خودش- اثرى ندارد.
(٤)
مسأله ٢- اگر ورثه بر فسخ آنچه كه مورّث آنها فروخته اجتماع نمايند
(و همگى آن را فسخ كنند) پس اگر خود ثمن موجود باشد آن را به مشترى مىپردازند و اگر موجود نباشد از مال ميّت مىدهند.
و اگر مالى نداشته باشد در اينكه بر ميّت باشد و ذمهاش مشغول به آن گردد و در نتيجه واجب باشد ذمهاش را با مبيعى كه برگشته (از اين بدهى) خالى كنند و چنانچه چيزى باقى بماند مال ورثه است؛ و اگر به فارغ شدن ذمه او وفا نكرد در ذمه او باقى مىماند يا اينكه (عوض ثمن) بر ورثه باشد، هر كدام به مقدار حصه خودش؟ دو وجه است موجّهتر آنها اوّلى شان است.
(٥)
گفتارى؛ در مورد آنچه كه در صورت اطلاق معامله در مبيع داخل است
(٦)
مسأله ١- اگر كسى باغى بفروشد زمين و درخت و نخل داخل آن است
و همچنين است ساختمانهاى آن از قبيل ديوار باغ و آنچه از ملحقات و امكانات آن حساب مىشود، مانند چاه