ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦٠٣ - مسأله ٢١ - تقسيم كردن وقف ميان موقوف عليهم جايز نيست
است. و شريك ديگر، انكار نمايد، ادعاى او شنيده نمىشود مگر با بيّنه؛ پس اگر اقامه بينه كرد، تقسيم نقض مىشود و احتياج به تقسيم جديد است، و اگر بينهاى نباشد حق دارد شريكش را قسم بدهد.
(١)
مسأله ٢٠- اگر دو شريك تقسيم كنند و در هر حصهاى اطاقى قرار بگيرد
و قبلا آب (باران) يكى از اطاقها بر ديگرى جارى مىشده است، شريك دوّم حق منع او را ندارد، مگر اين كه در وقت تقسيم شرط كنند كه آب را از آن برگرداند، و مثل آن است، جايى كه راه اطاقى كه براى يكى واقع شده است در نصيب ديگرى از خانه باشد.
(٢)
مسأله ٢١- تقسيم كردن وقف ميان موقوف عليهم جايز نيست
مگر اين كه نزاع بين آنها واقع شود كه منجر به خراب شدن وقف شود، و اين غائله جز با تقسيم آن بر طرف نشود. پس بين طبقه موجود (آنان) تقسيم مىشود. و تقسيم نسبت به طبقه بعدى نافذ نيست، در صورتى كه مخالف مقتضاى وقف باشد به خاطر آنكه بطون، از نظر كمى و زيادى (نفرات) اختلاف داشته باشند.
امّا جدا كردن وقف را از ملك طلق، و تقسيم آنها صحيح است، به اين كه ملكى (و مالى) نصف مشاع آن، وقف، و نصف ديگر آن ملك اشخاصى باشد. بلكه ظاهر آن است كه افراز و جدا كردن وقف از وقف جايز است و آن در جايى است كه ملكى مال يك نفر باشد آنگاه نصف آن را بر زيد و ذريه او، و نصف ديگرش را بر عمرو (و ذريهاش) همچنين وقف نمايد. يا ملكى ميان دو نفر (مشترك) باشد كه يكى از آنها حصه خودش را براى ذريه خودش مثلا و ديگرى حصه خودش را براى ذريه خودش وقف نمايد پس افراز يكى از آنها از ديگرى با تقسيم جايز است، و متصدى تقسيم كردن، موقوف عليهم موجود و ولى بطون بعدى مىباشد.