ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٢٧ - گفتارى درباره بيع صرف
(١)
مسأله ٦- تفاوت به مرغوبى و نامرغوبى موجب جواز اضافه گرفتن در مقدار نمىباشد
؛ پس بيع يك مثقال طلاى مرغوب به دو مثقال طلاى نامرغوب اگر چه در قيمت مساوى باشند، جايز نيست.
(٢)
مسأله ٧- براى خلاصى يافتن از ربا راههايى را در كتابها ذكر كردهاند
، و من در اين مسأله تجديد نظر كردم و اين نتيجه را گرفتم كه تخلّص از ربا به هيچ راهى از اين راهها، جايز نيست.
و آنچه جايز است خلاصى يافتن از مثل هم بودن (عوضين) با اضافه گرفتن است، مانند فروش يك من گندم كه در قيمت مساوى دو من جو يا دو من گندم نامرغوب است، كه اگر كسى بخواهد از خريدوفروش دو مثل هم با اضافى خلاص شود، به ناقص، چيزى ضميمه مىكند تا از حرام به حلال فرار كند. و اين در حقيقت خلاصى از ربا و اضافه گرفتن نيست، و امّا تخلص از آن با هيچ قسم از اقسام حيلهها جايز نيست.
(٣)
مسأله ٨- اگر چيزى در شهرى به طور گزاف و در شهر ديگر به طور موزون فروخته مىشود
هر شهرى حكم خودش را دارد.
(٤)
مسأله ٩- بين پدر و فرزندش، و بين مرد و همسرش، و بين مسلمان و كافر حربى ربا نيست
به اين معنى كه گرفتن اضافى براى مسلمان جايز است. ولى بين مسلمان و ذمّى ربا هست. اين مقدارى از كلام در رابطه با رباى معاملهاى بود و امّا بحث رباى قرضى ان شاء اللّه تعالى خواهد آمد.
(٥)
گفتارى درباره بيع صرف
(٦) بيع صرف بيع طلا به طلا يا (طلا) به نقره، يا نقره به نقره يا (نقره) به طلا است، و بين سكّهدار آنها و غير آن فرقى نيست. حتى در «كلبتون» كه از ابريشم و يكى از طلا و نقره ساخته شده است، در صورتى كه به ديگرى (يعنى كلبتونى كه از جنس مقابل بافته شده) فروخته شود و طلا و نقرهاى كه در آنهاست برابر هم حساب شود بيع صرف است.
و امّا اگر دو لباس برابر هم حساب شود ظاهرا معامله صرف در آن جارى نيست و همچنين اگر (به عنوان لباس) به يكى از آنها فروخته شود. و در صحت بيع صرف تحويل گرفتن هر دو در مجلس شرط است.
پس اگر متفرق شوند و هر دو تحويل نگرفته باشند، بيع باطل است. و اگر مقدارى قبض شود