ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٥٣ - مسأله ١ - در دو طرف اين عقد(صاحب مال و عامل)، بلوغ و عقل و اختيار، و در صاحب مال بخاطر بىپولى محجور نبودن، و در عامل، قدرت بر تجارت با سرمايه، شرط است
(١)
كتاب مضاربه
(٢) و به نام «قراض» ناميده مىشود، و مضاربه عقدى است كه بين دو نفر واقع مىشود بر اين اساس كه سرمايه تجارت از يكى از آنها و كار از ديگرى باشد، و اگر سودى پيدا شود بين هر دو باشد. و اگر تمام سود براى مالك قرار داده شود به آن «بضاعه» گفته مىشود، و از آنجايى كه مضاربه عقد است احتياج به ايجاب از مالك و قبول از عامل دارد. و در ايجاب هر لفظى كه اين معنى را به ظهور عرفى بفهماند كفايت مىكند، مانند قول مالك: «مضاربه مىكنم با تو» يا «قرار قراض مىبندم با تو» يا «قرار كار كردن (روى سرمايه) مىبندم با تو بر چنين ...» و در قبول، «قبول كردم» و مانند آن (كفايت مىكند).
(٣)
مسأله ١- در دو طرف اين عقد (صاحب مال و عامل)، بلوغ و عقل و اختيار، و در صاحب مال بخاطر بىپولى محجور نبودن، و در عامل، قدرت بر تجارت با سرمايه، شرط است.
پس اگر (عامل) عاجز مطلق باشد باطل است و در صورتى كه در قسمتى از آن عاجز باشد بعيد نيست كه به نسبت صحيح باشد، البته داراى اشكال است. ولى اگر در اثناى تجارت (ناتوانى) عارض شود از همان وقت عروضش در صورتى كه عاجز مطلق شده باشد نسبت به همه آن، و اگر نسبت به قسمتى از آن عاجز شده، بنابر اقوى نسبت به همان بعض باطل مىشود. و در سرمايه (شرط است) كه عين باشد پس مضاربه نه با منفعت و نه با دين صحيح نيست، چه اين دين بر عهده عامل باشد يا بر غير او، مگر بعد از آنكه قبض شود. و (شرط است) سرمايه درهم و دينار باشد، پس با طلا و نقره غير مسكوك، و شمشهاى طلا و نقره، و اجناس، صحيح نيست؛ ولى جواز مضاربه به مانند اوراق نقدى (اسكناس) و مانند آنها از ثمنهاى غير از طلا و نقره خالى از قوّت