ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١١١ - گفتارى در مورد انفال
داشت، انفال متعلّق به او بود. و انفال چند چيز است: (١) از آن جمله است- هر چيزى كه با اسبان و سواران بر آن تاخته نشده است (و از طريق جنگ با كفّار بدست مسلمانان نيفتاده است) زمين باشد يا غير زمين، اهالى آن از آن كوچ كرده باشند و يا آن را با ميل و رغبت به مسلمانان تسليم نموده باشند.
(٢) و از آن جمله است- «زمين مواتى» كه مورد استفاده نيست مگر اين كه آباد و اصلاح شود يا براى آن كه نيزار است يا براى اينكه آب از آن قطع شده است يا براى اينكه آب آن را فرا گرفته و يا براى غير اينها، چه ملك ديگرى واقع نشده باشد مانند صحراهاى بىآب و علف سوزان، يا ملك كسى بوده و ليكن مالك آن از بين رفته و الآن شناخته نشود. و قريهها و شهرهايى كه اهل آنها كوچ كرده سس خراب شده است مانند بابل و كوفه و مانند اينها به زمين موات ملحق مىشود، پس اين شهرها زمين و آثار آن مانند سنگها و مثل آنها از انفال مىباشد، و زمين مواتى كه در زمين مفتوح عنوة واقع شده بنابر اقوى مانند غير آن (جزء انفال) است. ولى اگر معلوم باشد كه در حال فتح مسلمين، آباد بوده و بعد از آن حالت موات بر آن عارض شده است پس در اين كه از انفال است يا بر ملك مسلمين باقى مىباشد مانند زمينى كه فعلا آباد است ترديد و اشكال است كه دومى آنها خالى از رجحان نيست.
(٣) و از آن جمله است- كنارههاى درياها و نهرها، بلكه هر زمينى كه صاحب نداشته باشد- البته اطلاق آن اشكال دارد- اگر چه خالى از قرب نمىباشد، و اگر چه موات نباشد بلكه بدون زحمت و تكلّف قابل استفاده باشد، مانند جزائرى كه در دجله و فرات و مانند آنها بيرون مىآيد.
(٤) و از آن جمله است- سر كوهها و آنچه كه از گياه و درختها و سنگها و مانند آنها در آنها مىباشد، و عرصه وادىها و «آجام» و آن زمينهايى است كه به نى و درختان پوشانده شده است.
و در اين سه، بين آن كه در زمين امام (عليهم السّلام) باشد يا در مفتوح عنوة يا در غير اينها باشد فرقى نمىكند؛ البته آنچه كه ملك شخصى باشد سپس مثلا نيزار شود بر آنچه كه بوده است باقى مىماند (و ملك صاحبش مىباشد).
(٥) و از آن جمله است- آنچه از مختصات شاهان بوده است از اموال غير منقول و منقول.
(٦) و از آن جمله است- غنيمت ممتاز، مانند اسب سوارى نجيب و لباس گرانقيمت و شمشير برنده، و زره فاخر، و مانند اينها.
(٧) و از آن جمله است- غنيمتهايى كه (جنگ در آن) با اذن امام (عليهم السّلام) نباشد.
(٨) و از آن جمله است- ارث كسى كه وارثى نداشته باشد.