ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٤٥ - مسأله ٢٦ - اگر وديعه را منكر شود يا به آن اعتراف بكند ولى ادعاى تلف شدن يا برگرداندن آن را بنمايد و بينهاى نباشد قول، قول او است
(١)
مسأله ٢٢- اگر (مستودع) قصد تصرف در آن را بنمايد و ليكن تصرفى نكند، ضامن نمىشود
، ولى اگر قصد غصب كند به اين كه استيلاء بر آن را براى خودش و غلبه بر مالك آن را مانند غاصبهاى ديگر، قصد نمايد ضامن آن مىشود و دست او دست ستمكارى مىگردد و اگر از قصدش برگردد ضمان از بين نمىرود. و مثل آن است صورتى كه آن را منكر شود يا از او مطالبه شود و او با اين كه تمكن عقلى و شرعى دارد، از ردّ آن خوددارى نمايد؛ كه قطعا به مجرد آن، ضامن مىشود و اگر از انكار يا امتناعش برگردد، از ضمان برائت پيدا نمىكند.
(٢)
مسأله ٢٣- اگر وديعه مثلا در كيسه مهرشدهاى باشد و آن را باز كند و بعضى از آن را بردارد، همه را ضامن مىشود
، بلكه متّجه آنست كه به مجرد باز كردن، ضامن است- كما اين كه گذشت- و امّا اگر در جاى محفوظى (مانند كيسه مذكور) قرار داده نشده يا در جاى محفوظى كه از مستودع است باشد و بعضى از آن را بردارد، پس اگر قصدش اين است كه به همان اكتفا كند، ظاهر اين است كه فقط همان را ضامن مىباشد، امّا اگر قصدش اين است كه همه آن را كم كم بردارد بعيد نيست كه همه را ضامن باشد، اين در صورتى است كه مستودع آن را در جاى محفوظى كه براى خود اوست بگذارد، و امّا اگر مودع جاى محفوظ را از مستودع بگيرد و وديعه را در آن قرار دهد و مهر بزند يا بدوزد سپس آن را (نزد مستودع) به وديعه بگذارد، صحيح اين است كه به مجرد اين كه بدون مصلحت و ضرورتى آن را باز كند همه را ضامن مىباشد.
(٣)
مسأله ٢٤- اگر وديعه را به همسر يا فرزند يا خدمتكارش تحويل دهد
تا آن را حفظ كنند ضامن مىشود مگر اين كه آنها به منزله ابزارى باشند، زيرا نگاهدارى آنان در حضور و اطلاع و ديد او قرار دارد.
(٤)
مسأله ٢٥- اگر در وديعه كوتاهى كند سپس از آن برگردد
به اين كه آن را در جاى محفوظى بگذارد و به آنچه در حفظ آن مؤثر است اقدام كند. يا زيادهروى كند سپس از آن برگردد مانند اين كه لباس را بپوشد سپس آن در بياورد از ضمان برائت پيدا نمىكند. البته اگر مالك، بعد از فسخ عقد اول، عقد وديعه را با او تجديد نمايد، ضمان برطرف مىشود پس او مثل آن است كه مالى در دست غاصب باشد و بعد مالك آن را به عنوان امانت در نزد او قرار دهد؛ زيرا ظاهر آن است كه با آن، ضمان برطرف مىشود به جهت اين كه عنوان ستمگرى و تجاوز به امين گرفتن (و امانتدارى) تبديل شده است و اگر او را از ضمان تبرئه كند در سقوط آن دو قول است:
وجيهترين آنها سقوط ضمان است. البته اگر در دست او تلف شود و ذمهاش به عوض آن مشغول گردد بدون اشكال تبرئه او از ضمان صحيح است.
(٥)
مسأله ٢٦- اگر وديعه را منكر شود يا به آن اعتراف بكند ولى ادعاى تلف شدن يا برگرداندن آن را بنمايد و بينهاى نباشد قول، قول او است
با قسمى كه مىخورد. و هم چنين است اگر بر