ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦١٧ - كتاب مساقات
(١)
كتاب مساقات
(٢) و مساقات، معاملهاى است روى ريشه درختهايى كه ثابت و ماندنى است به اين ترتيب كه تا مدت معينى در برابر حصهاى از ميوههاى آنها، آنها را آب بدهد، و آن عقدى است كه نياز به ايجاب دارد، مانند قول صاحب درختها: «مساقات مىكنم با تو» يا «معامله مىكنم با تو» يا «تسليم مىكنم به تو» و آنچه كه شبيه اينها است؛ و (نياز) به قبول (نيز دارد) مانند «قبول كردم» و شبيه آن. و در ايجاب و قبول هر لفظى كه دلالت بر اين معنى بكند، از هر لغتى باشد، كفايت مىكند. و ظاهر آن است كه قبول فعلى بعد از ايجاب قولى كفايت مىكند، كما اين كه معاطات (كه ايجاب و قبول هر دو با عمل باشد) در آن جارى مىشود؛ طبق آنچه در مزارعه گذشت. و در مساقات- بعد از شرايط متعاقدين، از بلوغ و عقل و قصد و اختيار و محجور نبودن به جهت سفاهت در هر دو طرف، و (محجور نبودن) به جهت بىپولى در مورد غير عامل- (شرايط ديگرى هم) معتبر مىباشد، (يكى) اين كه: عين يا منفعت درختها مملوك باشند و يا آن كه تصرّف شخص متعامل (كه درختها را به مساقات مىدهد) به جهت ولايت و غير آن، نافذ باشد و (شرط ديگر) اين كه درختها نزد آنها معلوم و معين باشند، و (ديگر) اين كه كاشته شده و پابرجا باشند؛ پس در نهال قبل از كاشتن، و روى ريشههايى كه ماندنى نيست مثل (بوته) خربزه و خيار و مانند اينها صحيح نيست. و (ديگر) اين كه مدت معلوم و مقدارش، بطورى كه احتمال كم و زياد در آن نرود مشخص باشد؛ مانند چند ماه و چند سال (معيّن) و ظاهر آن است كه هرگاه مدت را تا رسيدن ميوه در يك سال قرار دهند در صورتى كه مبدأ شروع به آبيارى تعيين شود، كفايت مىكند. و (شرط ديگر) اين كه حصه (هر يك) معين مشاع بين آنها باشد، و به مثل نصف يا ثلث و مانند اينها مشخص شود؛ پس صحيح نيست كه براى يكى از آنها مقدار معينى قرار داده شود و بقيه مال ديگرى باشد، يا براى يكى از آنها درختهاى معلومى قرار داده شود و براى ديگرى درختهاى ديگر. ولى بعيد نيست جايز باشد كه شرط نمايند چند درخت