ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٣١ - مسأله ٢ - وقتى قبول وديعه جائز است كه بر حفظ آن قدرت داشته باشد
(١)
كتاب وديعه
(٢)
وديعه عقدى است كه نائب گرفتن را در حفاظت فايده مىدهد.
يا آنكه وديعه نائب گرفتن در حفظ است. و به عبارت ديگر وديعه قرار دادن مال نزد ديگرى است تا آن را براى مالكش حفظ نمايد. و چه بسا بر خود مالى كه (نزد او) نهاده شده اطلاق وديعه مىشود. و به صاحب مال، «مودع» و به آن غير، «ودعى و مستودع» گفته مىشود. و به ايجاب احتياج دارد، و آن هر لفظى است كه دلالت بر آن نائب گرفتن كند مثل اين كه مىگويد: «اين مال را به وديعه نزد تو مىگذارم» يا «آن را حفظ كن» يا «اين مال وديعه نزد تو است» و مانند اينها. و (احتياج) به قبولى (دارد) كه دلالت بر راضى بودن به نيابت در حفظ كند. و عربى بودن در آن معتبر نيست بلكه با هر زبانى واقع مىشود، و جايز است كه ايجاب با لفظ، و قبول با فعل باشد، به اين كه بعد از ايجاب، آن را براى حفظ تحويل بگيرد؛ بلكه با معاطات (و دادوستد فعلى نيز) صحيح است به اين معنى كه جهت حفظ، به او تسليم نمايد و او هم به همين منظور تحويل بگيرد.
(٣)
مسأله ١- اگر مثلا لباسى را نزد كسى پرت كند و بگويد: «اين وديعه نزد تو است»
، پس اگر با قول يا فعلى كه دلالت بر قبول كند، آن را بپذيرد، وديعه مىشود. و در تحقق يافتن وديعه به سكوتى كه دلالت بر رضا مىكند اشكال است، و اگر آن را قبول نكند وديعه نمىشود، حتى در جايى كه آن را به همين قصد نزد او انداخته و برود و آن را نزد او واگذارد، و در اين صورت ضمانى بر آن شخص نيست؛ اگر چه احتياط آن است كه در صورت امكان، اقدام به حفظ آن نمايد.
(٤)
مسأله ٢- وقتى قبول وديعه جائز است كه بر حفظ آن قدرت داشته باشد
پس كسى كه (از حفظ آن) ناتوان است، بنابر احتياط قبول آن براى او جائز نيست مگر اين كه مودع از او ناتوانتر