ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٣٥ - گفتارى در مورد(معامله) سلف
پرداخت دين قرار دادن، بدون اشكال جايز است، كما اينكه فروختن دينارهايى كه در ذمه است به درهمهاى موجود، جايز است. و در هر حال، قيمت دينارها و درهمها در وقت حساب، ملاحظه مىشود و به اختلاف قيمتهاى سابق، توجّه نمىشود.
(١)
مسأله ١٣- اگر به زيد نقد (و سكه) معيّنى را قرض بدهد يا چيزى را به نقد معيّن به او بفروشد
مانند ليره، تا وقت معلومى، و قيمت آن نقد در وقت رسيدن آن مدت، از قيمت روز قرض دادن يا روز فروش، زيادتر يا كمتر شود فقط عين همان نقد را استحقاق دارد و به زياد و كمى قيمت آن توجّه نمىشود.
(٢)
مسأله ١٤- جايز است يك مثقال نقره خالص را به زرگر مثلا در مقابل يك مثقال نقرهاى كه ضميمه داخلى دارد كه داراى ماليّت است، بفروشد
و بر او شرط كند كه برايش مثلا انگشترى بسازد.
و همچنين جايز است كه به زرگر بگويد: «براى من انگشتر بساز و من بيست مثقال نقره خوب را به بيست مثقال نقره نامرغوب، به تو مىفروشم» و در صورتى كه مقصود فرار از ربا نباشد، در هيچ يك از دو صورت ربا لازم نمىآيد.
(٣)
مسأله ١٥- اگر مثلا ده روپيه را به يك ليره مگر يك روپيه، بفروشد
، صحيح است به شرطى كه بر حسب قيمت روز، نسبت روپيه را به ليره بدانند، تا بدانند كه چه مقدار از آن استثنا شده است، و به شرطى كه مقصود فرار از ربا نباشد.
(٤)
گفتارى در مورد (معامله) سلف
(٥) و به آن «سلم» هم گفته مىشود و آن عبارت است از خريدن كلّى مدّت دار در مقابل ثمن نقد، بر عكس نسيه. و به مشترى، «مسلم»- به كسر لام- و به ثمن «مسلم»- به فتح لام- و به بايع «مسلم اليه» و به مبيع «مسلم فيه» گفته مىشود. و اين معامله احتياج به ايجاب و قبول دارد و هر كدام از خريدار و فروشنده صلاحيت دارد (انشاء) ايجاب كند و يا از ديگرى قبول نمايد پس ايجاب از بايع با لفظ بيع و نظاير آن است به اينكه بگويد: «فروختم يك وزنه گندم با اين خصوصيت را به تو تا فلان مدت در مقابل اين ثمن» و مشترى مىگويد: «قبول كردم يا خريدم».
و امّا ايجاب از مشترى با دو لفظ «اسلمت» يا «اسلفت» (به سلم دادم يا به سلف