ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٤١ - مسأله ٢ - اگر نقود(و ارزها) متعدد باشد و قيمت و صرف آنها(هم) مختلف باشد
سرمايهاش را بگيرد، و بين اينكه صبر كند تا فروشنده از پرداخت آن متمكن گردد و بنابر اقوى حق ندارد كه او را به قيمت وقت رسيدن مدت، ملزم نمايد.
(١)
گفتارى در مورد مرابحه و مواضعه و توليه
(٢) آنچه از دو معامله گر در مقام خريدوفروش واقع مىشود دو گونه است: يكى از آنها اين است كه از آنان به جز گفتگو و تعيين كردن ثمن و مثمن، بدون ملاحظه سرمايه و (بدون ملاحظه) اينكه در اين معامله براى بايع نفع است يا ضرر، چيز ديگرى انجام نگيرد؛ پس بيع را بر چيز معلوم در مقابل ثمن معلومى، واقع مىسازند، و اين بيع به نام «مساومه» ناميده مىشود و آن افضل انواع بيع است.
و دوم آنها اين است كه ملاحظه سود كه آيا معامله سودآور است يا زيانآور يا نه سودآور و نه زيانآور و از اين جهت، بيع به «مرابحه» و «مواضعه» و «توليه» تقسيم مىشود.
پس اوّلى عبارت است از فروختن به سرمايه با زياده. و دومى فروختن با نقيصه است. و سومى فروختن بدون زياده يا نقيصه است. و حتما در تحقق اين عناوين بايد عقدش را طورى واقع ساخت كه يكى از آنها را بفهماند.
و در اوّلى تعيين مقدار سود، و در دومى تعيين مقدار نقيصه، لازم است؛ پس در اولى گفته مىشود: فروختم به تو به آنچه خريدم با اين قدر سود. و مشترى قبول مىكند. و در دومى (مىگويد): فروختم به تو به آنچه خريدم با اين قدر كمتر. و در سومى (مىگويد):
فروختم به تو به آنچه خريدهام.
(٣)
مسأله ١- اگر بايع در مرابحه بگويد: اين را به تو فروختم به صد با سود يك درهم در هر ده تا
، و در مواضعه (بگويد): با كم كردن يك درهم در هر ده تا، پس اگر مبلغ ثمن و مقدار آن نزد او معلوم باشد، بنابر اقوى بيع با كراهت، صحيح است، بلكه صحت آن خالى از قوت نيست اگر چه براى او مقدار ثمن بعد از ضميمه نمودن ربح و كم كردن نقيصه، در وقت بيع، معلوم نباشد.
(٤)
مسأله ٢- اگر نقود (و ارزها) متعدد باشد و قيمت و صرف آنها (هم) مختلف باشد
، بايد نقد و صرف آن را ذكر كند و اينكه او با كدام نقد خريده و چه مقدار صرف آن بوده است. و همچنين بايد شروط و مدت و مانند آن را از چيزهايى كه ثمن به خاطر آن متفاوت مىشود، ذكر كند.