ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦٧ - مسأله ١ - زكات فطره بر شخص مكلف و آزادى كه فعلا بىنياز يا در حكم بىنياز باشد
پس از آنكه نزد كسى كه مايل است قيمتگذارى كند بخواهد آن را بفروشد مالك به خريد آن از ديگران سزاوارتر است؛ ولى بر طرف شدن كراهت معلوم نيست. البته اگر صدقه جزئى از يك حيوان باشد كه فقير نتواند از آن بهرهاى ببرد و غير از مالك كسى ديگرى آن را نخرد و يا آنكه با خريد ديگرى بر مالك زيان وارد شود مىتواند مالك بدون كراهت آن را بخرد.
(١)
مسأله ١٥- اگر شخصى زكات خود را به كسى بدهد كه آن را در مورد فقرا به مصرف رساند
يا خمس مال خود را بدهد كه در مورد سادات مصرف كند و مورد مخصوصى را معيّن نكند و خود آن شخص كه مال را گرفته مورد مصرف (و مستحقّ زكات يا خمس) باشد، و عبارت مالك از او منصرف نباشد مىتواند به اندازه يكى از آنان (فقراء يا سادات) و نه بيشتر براى خود بردارد، و نيز مىتواند آن را خرج عيالات خود كند، مخصوصا اگر مالك بگويد اينها براى فقرا و يا براى سادات است يا (بگويد) اين مال مصرفش فقرا يا سادات است؛ اگر چه احتياط (مستحبّ) آن است كه براى خود برندارد مگر با اذن صريح مالك. و همچنين است حكم، اگر مال ديگرى به او داده شود كه در طايفه خاصّى مصرف كند و خود او داراى همان صفت و خصوصيّت باشد.
(٢)
مقصد دوّم در زكات بدن- فطره-
(٣) «زكات بدن» همان است كه «زكات فطره» ناميده مىشود، و همانا درباره اين زكات، (حديث) وارد شده كه همانا «هر كس آن را ندهد ترس فوت او هست». و (نيز روايت شده كه) «همانا زكات فطره جزء تكميل روزه است، چنان كه صلوات بر پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) جزء تكميل نماز است». و (اكنون) سخن (و بحث) درباره كسى است كه زكات فطره بر او واجب است و در جنس و مقدار و وقت و مصرف آن است.
(٤)
گفتارى در مورد كسى كه زكات فطره بر او واجب است
(٥)
مسأله ١- زكات فطره بر شخص مكلّف و آزادى كه فعلا بىنياز يا در حكم بىنياز باشد
(يعنى مخارج سال خود را فعلا دارد يا كسب و كارى دارد كه به تدريج آن را تأمين مىكند) واجب است؛ پس نه بر كودك واجب است و نه ديوانه، و لو آنكه ادوارى باشد اگر غروب شب عيد، دور جنون او باشد، بر ولىّ آن دو واجب نيست كه از جانب آنان از مالشان زكات فطره ادا كند، بلكه اقوى آن است كه زكات كسانى كه نانخور كودك و ديوانه مىباشند (نيز) از گردن آن دو ساقط است. و بر كسى كه هنگام غروب شب عيد بىهوش باشد واجب نيست، و بر بنده