ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٢٧ - مسأله ١١ - اگر به او زمينى را براى ساختن يا كاشتن درخت، عاريه بدهد حق برگشتن دارد
اطلاق (نيز) جايز است به اين كه بگويد: «اين چارپا را به تو عاريه دادم» پس (به دنبال آن) استفاده كردن از آن به هر منفعتى كه دارد و مباح است جايز مىباشد. ولى چه بسا بعضى از استفادهها مخفى مىباشد كه در اطلاق مندرج نمىباشد، كه در مانند آن بايد يا به آن تصريح شود، يا عموم آن طورى باشد كه شامل آن هم بشود و اين چنين استفاده مخفى مانند دفن كردن؛ زيرا دفن اگر چه يكى از جهات استفاده از زمين است ليكن اطلاق، آن را نمىگيرد.
(١)
مسأله ٨- عاريه از هر دو طرف جائز است
پس عاريه دهنده هر وقت بخواهد مىتواند برگردد، و عاريه بگير هم در ردّ آن چنين حقى دارد. ولى در خصوص عاريه دادن زمين براى دفن كردن، بعد از آنكه زير خاك شد، برگشت در آن و نبش قبر بنابر احتياط جائز نيست، و امّا قبل از آن حق برگشتن دارد حتى بعد از نهادن ميت در قبر و قبل از آنكه او را زير خاك كنند، و در صورتى كه عاريه دهنده، بعد از نهادن ميت در قبر برگردد اجرت كندن قبر و مخارج آن به عهده او نمىباشد، كما اين كه بر ولىّ ميت، پر كردن گودال- بعد از آنكه با اذن عاريه دهنده بوده- واجب نيست.
(٢)
مسأله ٩- با موت عاريه دهنده، عاريه باطل مىشود
، بلكه با از بين رفتن سلطه او بواسطه ديوانگى و مانند آن (نيز باطل مىشود).
(٣)
مسأله ١٠-، برگيرنده عاريه واجب است اكتفا به همان منفعتى كند كه عاريه دهنده آن را تعيين كرده است
كه تعدّى از آن به غير آن برايش جائز نيست، و لو اين كه ضررش بر معير پايينتر و كمتر باشد. و هم چنين واجب است در كيفيّت استفاده از آن به آنچه عادت مردم بر آن جارى است اكتفا نمايد. پس اگر چارپايى را براى باربرى به او عاريه دهد بجز به مقدار معمول نسبت به اين حيوان و نسبت به اين بار و زمان و مكان نبايد بر آن بار كند. پس اگر از جهت نوع يا كيفيّت، تعدّى كند غاصب است و ضامن مىباشد، و اگر در نوع استفاده بردن تعدّى كرده باشد بر او واجب است اجرت منفعتى را كه استفاده كرده است بپردازد. و امّا اگر در كيفيت استفاده، تعدى كند بعيد نيست كه بر او اجرت استفاده بيشتر واجب باشد.
(٤)
مسأله ١١- اگر به او زمينى را براى ساختن يا كاشتن درخت، عاريه بدهد حق برگشتن دارد
و مىتواند گيرنده عاريه را بركندن آنها ملزم نمايد، ليكن تفاوت آن بر او واجب است، و هم چنين است در مورد عاريه دادن زمين براى زراعت، در صورتى كه قبل از آنكه زراعت آن برسد، برگردد. و احتمال دارد كه در صورتى كه عاريهگيرنده به بقاء آن با اجرت راضى باشد عاريه دهنده حق نداشته باشد او را ملزم به كندن زراعت كند. و احتمال دارد الزام او (به كندن) بدون ارش، جائز باشد. و اين مسأله با شقوق آن، جدا مشكل است؛ پس در نظاير آن احتياط نمودن به مصالحه و تراضى ترك نشود. و مانند اين، جايى است كه تيرهايش را براى سقف زدن عاريه