ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٨٩ - اول خيار مجلس
زيادى ماليات يا وقوع اختلاف بين موقوف عليهم يا حصول ضرورت و نياز شديدى براى آنان، پيش آيد، فروخته شود؛ كه در اين صورت از بيع و تبديل آن (به عين ديگرى) مانعى نيست، گرچه اشكالى دارد.
(١)
مسأله ٦- فروختن زمين «مفتوحة عنوة» [جايز نيست]
- و آن زمينى است كه از دست كفّار با غلبه نمودن بر آنها گرفته شده است- كه در وقت فتح (مسلمين) آباد بوده است جايز نيست. زيرا اين زمين ملك تمام مسلمين است.
پس بر حال خود در دست كسى كه آن را آباد مىكند باقى مىماند، و خراج ان گرفته مىشود و در مصالح مسلمين به مصرف مىرسد. و امّا آن زمينى كه در وقت پيروزى مسلمين موات بوده است سپس صفت احيا بر آن عارض شده چنين زمينى ملك كسى است كه آن را زنده و آباد نموده است و بدين ترتيب مشكل در خانهها و زمينها و بعضى از قطعات اين زمينها كه با آنها معامله ملك مىشود آسان مىشود؛ زيرا محتمل است كسى كه در آنها تصرف مىكند به وجه صحيحى مالك آنها شده باشد، بنابراين آنچه در دست دارد مادامىكه خلاف ملكيت معلوم نباشد، حكم به ملكيّت آن براى او مىشود.
(٢)
پنجم- قدرت داشتن بر تسليم (عوض و معوّض)
؛ پس بيع پرنده مملوك كه در هوا مىپرد، و ماهى مملوك وقتى در آب رها شده، و چهار پاى فرارى، جايز نيست، و اگر فروشنده بر تسليم آن توانايى نداشته باشد ولى مشترى قدرت گرفتن آن را داشته باشد ظاهر آن است كه صحيح باشد.
(٣)
گفتارى در مورد خيارات
(٤)
خيارات چند قسم است:
(٥)
اوّل خيار مجلس
(٦) هنگامى كه بيع واقع شود خريدار و فروشنده مادامىكه جدا نشدهاند حق به هم زدن معامله را دارند؛ پس اگر و لو به يك قدم از هم جدا شدند و عرفا جدا شدن با آن يك قدم صدق كرد خيار از دو طرف ساقط مىشود و بيع لازم مىگردد. و اگر هر دو از مجلس معامله جدا شوند ولى خودشان با هم باشند خيار باقى مىماند.