ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٠١ - مسأله ١٠ - اگر معتقد باشد كه از استمرار بر گناه ناتوان است ولى در واقع قادر باشد
و اگر معتبر نباشد در واجب بودن انكار ترديد است، و اشبه آن است كه واجب نباشد.
(١)
مسأله ٤- مقصود از استمرار، آن است كه گناه را مرتكب گردد
و لو اينكه يك مرتبه ديگر باشد، نه آنكه (مقصود) گناه كردن دائم باشد. پس اگر مسكرى بياشامد و قصد داشته باشد كه فقط مرتبه دوم (هم) بخورد، نهى (او) واجب است.
(٢)
مسأله ٥- توبه كردن از گناه، از واجبات است
؛ پس اگر مرتكب حرامى شود يا واجبى را ترك نمايد، واجب است فورا توبه نمايد، و در صورتى كه توبه كردنش معلوم نشود واجب است او را امر به توبه نمايند. و همچنين است اگر در توبهاش شك باشد. و اين، غير از امر و نهى نسبت به بقيه گناهان است؛ پس اگر در اينكه او اصرار (بر گناهى كه انجام داده است) دارد، شك باشد يا معلوم باشد كه اصرار ندارد، نسبت به همان معصيت، انكار (و امر يا نهى) واجب نيست ليكن نسبت به ترك توبه، واجب است.
(٣)
مسأله ٦- اگر از حال شخص به صورت علم يا اطمينان و يا از دليل معتبرى يا اطمينان ظاهر شود كه او مىخواهد معصيتى را مرتكب گردد
كه تا به حال آن را انجام نداده است. ظاهر آن است كه نهى او واجب است.
(٤)
مسأله ٧- در واجب نبودن انكار، اظهار پشيمانى و توبه او شرط نيست
؛ بلكه در صورت علم- و مانند آن- برنداشتن استمرار بر گناه، (انكار) واجب نيست، اگر چه بداند كه از كارش پشيمان نشده است. و (قبلا) گذشت كه وجوب امر به توبه غير از وجوب نهى نسبت به گناهى است كه مرتكب آن شده است.
(٥)
مسأله ٨- اگر بداند يا دليل معتبرى قائم شود بر اينكه او واقعا از اصرار بر گناه ناتوان است
، و بداند كه او به جهت اينكه نمىداند كه ناتوان است قصد اصرار بر گناه را دارد، نهى او نسبت به فعلى كه مقدور او نيست واجب نمىباشد؛ اگر چه نسبت به ترك توبه و تصميم بر گناه- اگر آن را حرام بدانيم- (نهى او) واجب است.
(٦)
مسأله ٩- اگر (فعلا) از انجام حرام ناتوان باشد
ولى تصميم داشته باشد كه اگر توانا گشت آن را انجام دهد، پس اگر و لو بوسيله دليل معتبرى بداند كه براى او قدرت پيدا مىشود، ظاهر آن است كه انكار (و نهى) او واجب است، وگرنه واجب نيست مگر (نهى و انكار) بر تصميم او (بر گناه)، بنابر قول به حرمت آن.
(٧)
مسأله ١٠- اگر معتقد باشد كه از استمرار بر گناه ناتوان است ولى در واقع قادر باشد
، و بداند كه در صورتى كه علم به قدرت خود پيدا كند گناه را انجام مىدهد پس اگر بداند كه اعتقادش (بناتوانى) را از دست مىدهد، ظاهر آن است كه انكار (و نهى) واجب است به طورى كه او را به اشتباهش آگاه نكند وگرنه (كه نداند عقيدهاش به ناتوانى را از دست مىدهد) واجب نيست.