ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٩١ - مسأله ١ - جايز است كه براى يكى از آنها يا هر دو بعد از دستور گرفتن و مشورت شرط كند
(١)
دوّم خيار حيوان
(٢) هر كس حيوانى را بخرد براى او از وقت عقد تا سه روز خيار فسخ هست، و در اينكه فروشنده نيز در صورتى كه ثمن حيوان باشد، اين خيار را داشته باشد اشكال است بلكه نبود آن خالى از قوت نيست.
(٣)
مسأله ١- اگر مشترى در حيوان تصرفى كند كه نوعا دلالت بر رضايت دارد
و غالبا كشف از رضايت او مىكند، خيار او ساقط مىشود، مانند نعل زدن چهار پا و چيدن سم و موى آن، و رنگ نمودن آن بلكه و رنگ نمودن موى آن، و غير اينها. ولى هر تصرف و انجام كار نوى جزو تصرفات كاشف از رضايت محسوب نمىشود مانند سوار شدن آن به مقدارى كه مورد توجّه نباشد و علف و آب دادن به آن.
(٤)
مسأله ٢- اگر حيوان در مدت خيار تلف شود از مال بايع است
؛ پس بيع باطل مىشود و مشترى اگر ثمن را داده براى گرفتن آن به بايع مراجعه مىكند.
(٥)
مسأله ٣- عيبى كه بدون كوتاهى مشترى در آن سه روز، در حيوان پيدا شود
مانع فسخ و (بيع) و برگرداندن (حيوان) نمىشود.
(٦)
سوّم خيار شرط
(٧) يعنى خيارى كه از راه شرط كردن آن در ضمن عقد به وجود مىآيد. و جايز است كه آن را براى هر دو (طرف عقد) يا براى يكى از آنها يا براى شخص سومى قرار بدهند، و مدّت معينى ندارد، بلكه مدتش مطابق مقدارى است كه شرط كردند، كم باشد يا زياد، و حتما بايد اين مدت از جهت اندازه و از حيث متصل و منفصل بودن (به زمان عقد) مشخص شود. بلى اگر مدت معينى (براى خيار) ذكر شد مانند يك ماه مثلا و مطلق گذاشته شد (مشخص نكردند كه از كى يك ماه شروع بشود)، ظاهر آن است كه متّصل به عقد مىباشد.
(٨)
مسأله ١- جايز است كه براى يكى از آنها يا هر دو بعد از دستور گرفتن و مشورت شرط كند
كه (با شخص سوّمى) خيار فسخ باشد؛ به اين ترتيب با شخص سوّمى در رابطه با اين معامله مشورت كند، پس آنچه را او صلاح بداند چه بقاى معامله يا فسخ آن را همان متّبع باشد. و در اين شرط هم معتبر است كه مدت، معين شود، و كسى كه برايش شرط خيار شده است، قبل از دستور (و نظر) آن شخص سوّم حق فسخ كردن ندارد و اگر (آن شخص) به او دستور فسخ داد