ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٨٥ - سوم - شناختن جنس عوض و معوض و اوصاف آنها كه قيمت به واسطه آن تفاوت پيدا مىكند
مورد عوض و معوّض، پس نه مشاهده كافى است و نه اندازهگيرى آن به غير واحدى كه با آن اندازهگيرى مىشود. بنابراين اندازهگيرى چيزى كه كشيدنى است با پيمانه يا شمردن، و چيز شمردنى با غير شمردن، كافى نيست. البته اگر بخشى از چيزى كه شمرده مىشود يا چيزى كه وزن مىشود پيمانه شود، سپس آنچه كه در يكى از پيمانهها است شمرده يا وزن شود، و بعد از اين بقيه آنها به همان حساب محاسبه شوند، در صورتى كه ايمن از اختلاف پيمانهها و جهل به آن باشد، اشكالى ندارد، و اين از قبيل اندازهگيرى آنها با پيمانه نيست.
(١)
مسأله ١- جايز است كه در مقدار مبيع به خبر دادن بايع از آن، اعتماد شود
؛ پس آن را بنابر آنچه او خبر داده است مىخرد، و اگر معلوم شود كه كم است مشترى اختيار فسخ دارد، كه اگر فسخ نمايد بايد تمام ثمن را برگرداند، و اگر همان معامله را امضاء نمايد به مقدار نقص از ثمن كاسته مىشود.
(٢)
مسأله ٢- در آن چيزى كه فروش آن به طور بار متعارف است
، ديدن كفايت مىكند، مانند كاه و علف و مانند بعضى از انواع هيزم. ولى اگر در بعضى از شهرها بيع هيزم مطلقا به طور بار متعارف باشد ديدن در آن (مطلقا) كفايت مىكند، و مانند آن است بسيارى از مايعات و داروهايى كه در ظرفها و شيشهها مىباشد و بيع آنها اين چنين متعارف است، پس بيع آنها مادامىكه در آن ظروف و شيشهها قرار دارند مانعى ندارد و ديدن در بيع آنها كفايت مىكند.
بلكه ظاهر آن است كه گوسفندى كه ذبح شده قبل از آنكه پوست آن كنده شود، ديدن در آن كفايت مىكند. و بعد از كندن پوست، احتياج به وزن كردن دارد. و خلاصه گاهى وضع يك چيز به اختلاف حالات و محلها مختلف مىشود؛ پس چيزى در محلى و حالى موزون است و در محل ديگر و حال ديگر موزون نيست. و همچنين است حال در چيز شمردنى.
(٣)
مسأله ٣- ظاهر آن است كه در بيع زمينهايى كه ماليّت آنها به حسب متر و ذراع معين مىشود، ديدن كفايت نمىكند.
بلكه حتما بايد اطلاع از مساحت آن باشد. و همچنين است خيلى از جامهها قبل از آنكه دوخته و يا بريده شوند. ولى اگر شمار خاصى در ذرع طاقههاى بعضى از جامهها متعارف باشد فروش و خريد آنها بر اساس اعتماد نمودن بر اين متعارف، و بنا گذاشتن بر آن جايز است، مانند اعتماد كردن بر خبر دادن فروشنده.
(٤)
مسأله ٤- اگر شهرها درباره چيزى اختلاف داشته باشند
به اينكه در شهرى مثلا موزون باشد و در شهر ديگر شمردنى باشد ظاهر آن است كه معيار، آن شهرى است كه معامله در آن واقع مىشود.
(٥)
سوّم- شناختن جنس عوض و معوّض و اوصاف آنها كه قيمت به واسطه آن تفاوت پيدا مىكند
و رغبتها بخاطر آن اختلاف مىيابد.