ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٧ - چهارم آنها - ملك بودن است
(١) (و در اينجا دو مقصد است) (٢)
مقصد اوّل در زكات مال است
(٣) و كلام در مورد كسى كه زكات بر او واجب مىشود، و در مورد آنچه زكات در آن واجب است، و در اصناف مستحقين زكات و مصارف آن، و در اوصاف آنان، مىباشد.
(٤)
گفتارى در مورد كسى كه زكات بر او واجب است
(٥)
مسأله ١- در كسى كه زكات بر او واجب است امورى شرط است:
(٦)
اوّل آنها- بلوغ است
؛ پس زكات بر نابالغ واجب نيست. البته اگر ولى شرعى برايش تجارت كند، براى ولىّ او مستحب است كه زكات مال او را بدهد چنانكه براى ولى مستحب است زكات غلّات او را بدهد. و امّا بر حيوانات او بنابر اقوى زكات تعلّق نمىگيرد. و در آنچه تعلق زكات مشروط به سال است بلوغ از اول سال معتبر است؛ و در غير آن، (بلوغ) قبل از وقت تعلّق زكات، (معتبر است).
(٧)
دوّم آنها- عقل است
؛ پس در مال ديوانه واجب نيست. و در آنچه سال معتبر است عاقل بودن در تمام سال لازم است؛ و در غير آن (عاقل بودن) در حال تعلق زكات (لازم است). بنابراين اگر (در بين سال) جنون پيدا شود- نسبت به آنچه سال معتبر است- (جنون) سال را قطع مىكند. بر خلاف خوابيدن، بلكه و مستى و بيهوشى بنابر اقوى (كه موجب قطع سال نمىشود).
البته اگر عروض ديوانگى زمانش كوتاه باشد، در اين كه سال قطع شود اشكال است.
(٨)
سوّم آنها- آزاد بودن است
؛ پس بر بنده، زكات واجب نيست اگر چه او را مالك بدانيم.
(٩)
چهارم آنها- ملك بودن است
؛ پس در هبه و قرض، زكات نيست مگر بعد از قبض آنها. و (همچنين) در مالى كه براى او وصيّت شده (زكات واجب نيست) مگر بعد از فوت موصى و قبول وصيّت؛ زيرا قبول آن در تحقق ملك براى شخصى كه برايش وصيّت شده بنابر اقوى معتبر است.