ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٣٩ - مسأله ٥٢ - زن اگر مستطيع باشد اجازه شوهر براى حج او شرط نيست
از احرام فرقى نمىكند، مثل آنكه بين دو احرام (حج و عمره) فوت نمايد. و اگر بعد از آنكه با احرام داخل حرم شد در بيرون حرم بميرد كفايت آن از حجة الاسلام اشكال دارد. و ظاهر آن است كه اگر در اثناى عمره تمتع فوت نمايد كفايت از حجّش مىكند و ظاهر آن است كه اين حكم در حج نذرى و عمره مفرده در صورتى كه در اثناء فوت نمايد جارى نيست، و در حجى كه فاسد شده (ولى بايد تمام كند) تفصيل است، و اين حكم درباره كسى كه حج بر او مستقر نشده جارى نمىباشد؛ بنابراين اگر قبل از آنها بميرد قضاء كردن از طرف او نه واجب است و نه مستحب
(١)
مسأله ٥٠- حج بر كافر واجب است ولى از او صحيح نيست
و اگر مسلمان شود و قبل از اسلام، استطاعتش را از دست داده باشد حج بر او واجب نمىباشد و اگر در حال كفر بميرد از او قضا نمىشود، و اگر احرام ببندد سپس مسلمان شود براى او كافى نيست، و اگر ممكن باشد بر او واجب است از ميقات، اعاده احرام نمايد. وگرنه از همانجا محرم شود، ولى اگر داخل حرم باشد و اسلام بياورد احتياط آن است كه در صورت امكان از حرم خارج شود و احرام ببندد. و حج بر شخص مرتد واجب است چه استطاعتش در حال مسلمان بودنش باشد يا بعد از مرتد شدنش، ولى حج از او صحيح نمىباشد، پس چنانچه قبل از توبه بميرد بر حج عقاب مىشود و بنابر اقوى از او قضا نمىشود، و اگر توبه كند حج بر او واجب است و بنابر اقوى از او صحيح است، چه استطاعتش باقى بماند و چه قبل از توبه از بين برود. و اگر در حال ارتداد احرام ببندد مانند كافر اصلى مىباشد؛ و اگر در حال مسلمان بودن، حج نمايد سپس مرتد شود بنابر اقوى اعاده بر او واجب نيست. و اگر در حال مسلمان بودن محرم شود سپس ارتداد پيدا كند و پس از آن توبه كند بنابر اصح احرامش باطل نمىباشد.
(٢)
مسأله ٥١- اگر شخص مخالف حج نمايد سپس مستبصر شود
اعاده بر او واجب نيست به شرطى كه حجش طبق مذهب خودش صحيح باشد، اگر چه طبق مذهب ما صحيح نباشد، بدون آنكه بين فرقهها فرقى باشد.
(٣)
مسأله ٥٢- زن اگر مستطيع باشد اجازه شوهر براى حج او شرط نيست
و براى شوهر جايز نيست كه او را از حج جلوگيرى نمايد. و همچنين است در حج نذرى و مانند آن در صورتى كه وقت آن ضيق باشد. و در حج ندبى اذن او معتبر است. و همچنين است بنابر اقوى حج نذرى كه وقتش وسيع است قبل از آنكه وقتش ضيق شود، بلكه در مورد حجة الاسلام شوهر حق دارد او را از حركت با كاروانهاى اوّلى بازدارد به شرطى كه قبل از تنگ شدن وقت كاروان ديگرى باشد. و زنى كه طلاق رجعى داده شده است مادامىكه در عدّه است مثل زوجه مىباشد به خلاف زنى كه طلاق بائن داده شده و زنى كه عده وفات گرفته است؛ پس براى اين دو زن حج رفتن به حجّ مستحبى هم جايز است، و زنى كه به ازدواج موقّت در آمده ظاهرا مانند زن دائمى است، و در شرط بودن اذن بين اينكه بخاطر بيمارى و مانند آن از تمتّعات ممنوع باشد يا نه؟ فرقى نمىكند.