ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٩٥ - مسأله ٧ - اگر بداند كه امر يا نهى او در صورتى مؤثر است كه به او اجازه ترك واجب ديگرى يا ارتكاب حرام ديگرى را بدهد
(١)
مسأله ١٠- اگر در جايى امر يا نهى نسبت به بعضى موجب وهن شريعت مقدس و لو نزد غير او باشد جايز نيست
، خصوصا آنجايى كه صرفا احتمال تأثير مىرود. مگر اينكه مورد، از موارد با اهميّت باشد، و (البته) موارد فرق مىكند.
(٢)
[شرط] دوّم اينكه: احتمال تأثير امر يا نهى را بدهد
؛ پس اگر بداند يا اطمينان پيدا كند كه تأثير ندارد واجب نمىباشد.
(٣)
مسأله ١- با گمان به عدم تأثير و لو اينكه ظنّ قوى باشد وجوب (امر يا نهى) ساقط نمىشود.
پس با وجود احتمال مورد توجه عقلاء (نسبت به تأثير) واجب مىباشد.
(٤)
مسأله ٢- اگر بيّنه عادلى بر نداشتن تأثير، اقامه شود
، ظاهر آن است كه در صورتى كه احتمال تأثير مىرود ساقط نمىشود.
(٥)
مسأله ٣- اگر بداند كه انكار (و امر و نهى) او مؤثر واقع نمىشود
مگر اينكه با درخواست و موعظه جفت (و همراه) نمايد ظاهر آن است كه انكار اين چنين واجب است؛ و اگر بداند كه تنها موعظه و تقاضا اثر مىگذارند نه امر و نهى، وجوب آنها بعيد نيست.
(٦)
مسأله ٤- اگر شخصى مرتكب دو حرام شود يا دو واجب را ترك كند
و بداند كه امر كردن نسبت به هر دو با هم مؤثر نيست، ولى نسبت به يكى از آنها عينا احتمال تأثير را مىدهد، نسبت به همان واجب است نه ديگرى.
و اگر احتمال تأثير نسبت به يكى از آنها را- به طور غير- مشخص- بدهد، واجب است ملاحظه مهمتر را بنمايد.
پس اگر تارك نماز و روزه باشد و بداند كه امر به نماز اثر نمىگذارد و در مورد روزه احتمال.
تأثير مىدهد (امر كردن به روزه) واجب.
و اگر احتمال تأثير نسبت به يكى از آنها را (بطور غير مشخص) بدهد واجب است امر به نماز كند، و اگر يكى از آنها مهمتر نباشد بين آنها مخيّر است؛ بلكه مىتواند بطور اجمال، به يكى از آنها امر نمايد، در صورتى كه احتمال دهد اين چنين امر كردن مؤثر باشد.
(٧)
مسأله ٥- اگر بداند يا احتمال دهد كه امر يا نهى او در صورت تكرار شدن تأثير مىگذارد
، تكرار كردن آن واجب است.
(٨)
مسأله ٦- اگر بداند يا احتمال دهد كه انكار او در حضور عدهاى مؤثر است
، نه غير آن، پس اگر چنانچه مرتكب آن، آشكارا به آن اقدام نموده است جايز و واجب است؛ وگرنه وجوب انكار بلكه جواز آن اشكال دارد.
(٩)
مسأله ٧- اگر بداند كه امر يا نهى او در صورتى مؤثر است كه به او اجازه ترك واجب ديگرى يا ارتكاب حرام ديگرى را بدهد.
پس اگر مورد اجازه، مهمتر باشد، بدون اشكال (اجازه دادن)