ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٢١ - مسأله ١٥ - از عظيمترين مصاديق امر به معروف و نهى از منكر، و شريفترين و دقيقترين و شديدترين آنها از نظر تأثير، و دلنشينترين آنها مخصوصا اگر آمر و ناهى از علماى دين و رؤساى مذهب(اعلى الله كلمتهم) باشد
بنابراين دفاع نمودن از نفس محترمه با جرح فاعل يا قتل او- در صورتى كه به غير آن ممكن نباشد- واجب است بدون اينكه با حصول شرايط احتياج به اذن امام (عليهم السّلام) يا فقيه باشد.
بنابراين اگر شخصى به ديگرى هجوم بياورد تا او را بكشد، جلو او را گرفتن- و لو به اينكه- شخص مهاجم كشته شود- در صورتى كه ايمن از فساد باشد، واجب است، و در اين صورت بر قاتل چيزى نيست.
(١)
مسأله ١٣- در صورتى كه دفع او با مجروح ساختن ممكن باشد
تعدّى به قتل جايز نيست، و بايد در جرح مراعات الايسر فالايسر را بنمايد، پس اگر تعدّى كرد، ضامن است كما اينكه اگر از ناحيه فاعل گناه جرحى بر مدافع وارد شود ضامن است و يا به قتل برسد از او قصاص مىشود.
(٢)
مسأله ١٤- سزاوار است كه آمر به معروف و ناهى از منكر، در امر و نهى و مراتب انكارش مانند پزشك معالج مهربان و پدر با شفقت كه مراعات مصلحت مرتكب را مىنمايد، باشد.
و انكارش لطف و رحمت براى او خصوصا، و براى امت عموما باشد، و قصدش را فقط براى خداى متعال و رضايت او قرار دهد، و اين كارش را از آلودگيهاى هواهاى نفسانى و اظهار بزرگى خالص نمايد، و نفس خودش را منزّه نداند و براى آن بزرگى يا برترى بر مرتكب نبيند. كه چه بسا براى شخص مرتكب گناه و لو گناهان كبيره باشد، صفات خوب نفسانى باشد كه مورد رضايت خدا مىباشند و خداوند متعال او را بخاطر اين صفات دوست دارد، اگر چه كار (گناه) او مورد بغض خداوند مىباشد؛ و چه بسا آمر و ناهى عكس او باشد اگر چه بر خودش پوشيده است.
(٣)
مسأله ١٥- از عظيمترين مصاديق امر به معروف و نهى از منكر، و شريفترين و دقيقترين و شديدترين آنها از نظر تأثير، و دلنشينترين آنها مخصوصا اگر آمر و ناهى از علماى دين و رؤساى مذهب (اعلى اللّه كلمتهم) باشد
، آن است كه از شخصى صادر شود كه خودش لباس معروف را چه واجب و چه مستحبش را پوشيده (و به آن عمل كرده) باشد، و از منكر (و حرام) بلكه از مكروه دور باشد، و به اخلاق انبياء و اهل معنويت متخلق باشد و از اخلاق بىخردان و اهل دنيا منزه باشد تا آنكه با كار و روش و اخلاقش آمر و ناهى باشد و مردم به او اقتداء نمايند (و او را الگو قرار دهند). و اگر- العياذ باللّه- خلاف اين باشد، و مردم ببينند عالمى كه ادعاى جانشينى انبياء و رهبرى امت را دارد، به آنچه مىگويد عمل نمىكند، اين وضع، موجب ضعيف شدن عقيده مردم و جرأت آنان بر گناهان و بدگمانى آنها به علماى صالح گذشته، مىشود. پس بر علماء و مخصوصا بر رؤساى مذهب است كه از مواضع تهمت اجتناب كنند. و بزرگترين موارد