ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦١٥ - مسأله ١٨ - زمين بايرى را كه كاشتن آن جز بعد از اصلاح و آباد كردن آن ممكن نيست، جايز است به مزارعه دهد
حصهاش را ببرد.
(١)
مسأله ١٥- خراج زمين و مال الإجارهاى كه براى زمين اجارهاى است، بر مزارعه دهنده است
نه زارع؛ مگر اين كه همه يا بعضى از آن را بر زارع شرط كرده باشد. و امّا ساير مخارج مانند كشيدن نهرها و كندن چاهها و اصلاح (و لايروبى) نهر و تهيه وسائل آبيارى و نصب وسيله آبكشى و مانند اينها، پس بايد تعيين كنند كه به عهده كدامشان مىباشد مگر اين كه عادت مشخصى باشد، كه (آنان را) از تعيين كردن بىنياز نمايد.
(٢)
مسأله ١٦- براى هر كدام از زارع و مالك در وقت رسيدن حاصل، جائز است كه حصه ديگرى را به حسب تخمين، به مقدار معينى از حاصل زراعت با رضايت هم، قبول نمايد.
و اقوى آن است كه بعد از قبول، از دو طرف لازم مىباشد؛ اگر چه بعد از آن معلوم شود كه حصهاش زيادتر يا كمتر مىباشد. پس كسى كه قبول كرده، تمام آن مقدار به عهده او مىباشد؛ و لو اين كه معلوم شود كه حصه صاحبش كمتر از آن است. كما اين كه بر طرفش لازم است كه آن را قبول كند اگر چه معلوم شود كه حصهاش بيشتر از آن است. و حق مطالبه زيادى را ندارد.
(٣)
مسأله ١٧- اگر ريشههاى زراعت بعد از جمع كردن حاصل و گذشتن مدت در زمين بماند
و بعد از آن در سال آينده سبز شود، پس اگر قرارى كه بين آنها بوده بر اين باشد كه در زرع و ريشه آن (هم) شريك باشند، زراعت (و حاصل) جديد به حسب زراعت سابق بين آنها مشترك مىباشد. و اگر قرارشان بر اين بوده است كه در زراعت همان سال شريك باشند، پس زراعت (و حاصل) جديد مال صاحب بذر است؛ كه اگر از آن اعراض كند، مال كسى مىشود كه به آن سبقت بجويد.
(٤)
مسأله ١٨- زمين بايرى را كه كاشتن آن جز بعد از اصلاح و آباد كردن آن ممكن نيست، جايز است به مزارعه دهد
بنابراين كه آن را آباد كند و اصلاح نمايد و يك يا دو سال مثلا براى خودش بكارد سپس حاصل آن بطور مشاع به حصه معينى در مدت مشخّصى، بين آنها مشترك باشد.