ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٣٣ - مسأله ١٢ - اگر چند دينار در ذمه زيد داشته باشد و به طور تدريجى، كم كم درهمهايى از او بگيرد
البته اشكالى دارد كه در خيار عيب گذشت. و در صورتى كه عوض و معوض هر دو از يك جنس باشند مانند نقره به نقره، در مانند خشن بودن مادّه و اضطراب سكّه، بنابر احتياط اگر اقوى نباشد- حق مطالبه تفاوت را ندارد؛ زيرا ربا لازم مىآيد.
و اگر از نظر جنس مخالف باشند مانند نقره به طلا، حق مطالبه تفاوت را قبل از جدا شدن دارد و امّا بعد از جدا شدن، اشكال دارد خصوصا اگر تفاوت از طلا و نقره باشد.
و ليكن اقوى آن است كه حق مطالبه تفاوت را دارد مخصوصا اگر از غير طلا و نقره باشد. و امّا در صورت دوّم- و آن عبارت است از اينكه مبيع كلّى در ذمه باشد و در آنچه پرداخته عيب نمايان شود- بعيد نيست پيش از جدا شدن مخير باشد بين اينكه معيوب را با همان پول نگاه دارد و يا بدل را مطالبه نمايد. و امّا بعد از جدا شدن در آن اشكال است؛ و آيا حق گرفتن تفاوت را دارد دارد (يا نه)؟ اقرب، آن است كه حتى در دو جنس مخالف مانند نقره به طلا و حتى قبل از تفرّق (هم) ثابت نيست.
(١)
مسأله ١١- از ريختهگر (و سازنده) خريدن انگشتر يا گوشواره مثلا از نقره يا طلا، در مقابل جنس آن- با اضافهاى به ملاحظه اجرت آن- جايز نيست.
بلكه يا آن را به غير جنس آن مىخرد و يا مقدارى طلا و نقره در مقابل جنس خودش مثل به مثل مىخرد (تا براى او بريزد) و براى ريختن (و ساختن) او مقدارى اجرت معين مىكند. ولى اگر نگين انگشتر مثلا از زرگر بود، و از غير جنس حلقهاش بود خريدن آن در مقابل جنس خودش با اضافه در غير صورت فرار از ربا، جايز است.
(٢)
مسأله ١٢- اگر چند دينار در ذمه زيد داشته باشد و به طور تدريجى، كم كم درهمهايى از او بگيرد
، پس اگر به عنوان پرداخت دين (از طرف زيد) و دريافت آن (از طرف طلبكار) باشد، در هر دفعه به مقدارى كه از درهمها مىگيرد به قيمت همان وقت از دينارها كم مىشود. و اگر گرفتن درهمها به عنوان قرض كردن باشد ذمهاش به آن درهمها مشغول مىشود، و ذمه زيد مشغول به همان دينارها باقى مىماند. كه هركدامشان حق دارد از طرفش حقش را مطالبه كند، و اينكه هر كدام از آنها با رضايت ديگرى، آنچه را بر ذمه ديگرى دارد به عنوان پرداخت آنچه كه ديگرى در ذمه او دارد، حساب نمايد، اشكال دارد، كما اينكه در فروختن يكى از آن دو ذمه به ديگرى اشكال است؛ پس هر كدام از آنان ناچار است ديگرى را از آنچه بر ذمه دارد ابراء نمايد، يا دينارها را به درهمها مصالحه كند.
ولى اگر درهمهايى را كه به طور تدريجى گرفته است به عنوان امانت گرفته باشد تا وقتى كه به مقدار دينارها نزد او جمع شود حساب كنند، پس در وقت محاسبه، آنها را به عنوان