ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٣٥ - مسأله ٤٧ - اگر راه منحصر به دريا و يا هوا باشد
(١) همچنين است اگر اعتقاد داشته كه استطاعت مالى دارد سپس خلاف آن روشن شود. و اگر اعتقاد پيدا كند كه ضرريا حرج نيست، سپس خلاف آن معلوم شود، چنانچه ضرر جانى يا مالى باشد كه به حدّ حرج رسيده باشد، يا آنكه خود حج حرجى باشد كفايت آن (از حجة الاسلام) مورد اشكال است بلكه عدم كفايت آن خالى از وجه نيست.
و اما ضرر مالى كه به حدّ حرج نرسيده مانع وجوب حج نمىباشد، ولى اگر تحمل ضرر و حرج را بنمايد تا به ميقات برسد و آنجا ضرر و حرج برطرف شود و مستطيع گردد، اقوى آن است كه (از حجة الاسلام) كفايت مىكند، و اگر معتقد شود كه مزاحم شرعى مهمترى ندارد و حج نمايد سپس خلاف آن معلوم شود حج او صحيح است، و اگر به اعتقاد اينكه بالغ نشده حج مستحبى انجام دهد، سپس خلاف آن معلوم شود در آن تفصيلى است كه نظير آن (در مسأله ٢٥) گذشت. و اگر حج را با اينكه تمام شرايط تا پايان اعمال باقى بود ترك نمايد به عهده او استقرار مىيابد، و احتمال دارد كه باقى ماندن شرايط تا زمانى كه امكان برگشت به محلش باشد شرط باشد و اين احتمال داراى اشكال است. و اگر معتقد باشد كه مالش براى حجة الاسلام كافى نيست و حج را انجام ندهد، سپس خلاف آن روشن شود، با وجود شرايط ديگر حج بر عهده او استقرار پيدا مىكند. و اگر بوجود مانعى از قبيل دشمن، يا حرج يا ضرر مستلزم حرج معتقد گردد و حج را ترك كند سپس خلاف آن روشن شود، ظاهر آن است كه حج به عهده او استقرار مىيابد مخصوصا در مورد حرج. و اگر بوجود مزاحم شرعى مهمترى معتقد باشد و حج را انجام ندهد و سپس خلاف آن روشن شود حج بر عهده او استقرار مىيابد.
(٢)
مسأله ٤٥- اگر با وجود همه شرايط حج را عمدا ترك كند
چنانچه تمام شرايط حج تا پايان اعمال باقى باشد، حج به عهده او استقرار مىيابد، و اگر بعضى از شرايط را نداشته حج نمايد چنانچه آن شرط بلوغ باشد كفايت نمىكند مگر اينكه قبل از يكى از دو وقوف (به عرفات يا مشعر) بالغ شود كه بنابر اقوى (در اين صورت) مجزى مىباشد، و همچنين است اگر با نداشتن استطاعت مالى حج نمايد، و اگر با ناامن بودن راه يا سالم نبودن بدن و وجود حرج حج كند چنانچه پيش از احرام مستطيع شود و عذرش برطرف گردد حجّش صحيح و مجزى است، بخلاف موردى كه شرطى در حال احرام تا پايان اعمال نباشد (كه مجزى نيست)، پس اگر خود حج و لو بعضى از اعمال آن حرجى يا موجب ضرر بر جان باشد ظاهرا مجزى نمىباشد.
(٣)
مسأله ٤٦- اگر باز كردن راه متوقف بر جنگ با دشمن باشد
واجب نيست، اگر چه بداند كه غالب مىشود؛ و اگر راه باز باشد ليكن دشمنى نگذارد كه او براى حج حركت كند بعيد نيست كه جنگ با او با علم يا اطمينان و وثوق به اينكه سالم مىماند و غلبه پيدا مىكند واجب باشد، و البته مسأله خالى از اشكال نيست.
(٤)
مسأله ٤٧- اگر راه منحصر به دريا و يا هوا باشد
رفتن (به حج) واجب است مگر اينكه خوف