ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٧٩ - مسأله ٥ - اگر برايش راهى به مكه غير از آنچه كه از آن مصدود شده است باشد
(١)
گفتارى در مورد صدّ و حصر
(٢)
مسأله ١- مصدود كسى است كه دشمن و يا مانند آن، او را از عمره يا حج جلوگيرى كند
، و محصور كسى است بيمارى او را از اين جهت بازدارد.
(٣)
مسأله ٢- كسى كه براى عمره يا حج محرم شد واجب است كه تمام كند
و اگر آن را تمام نكرد در احرام باقى مىماند؛ بنابراين اگر براى عمره احرام بست و دشمن و نحو آن مانند عمّال دولت يا غير آنها او را از رفتن به مكه جلوگيرى كردند، و براى او راهى غير از همان راهى كه مصدود شده نبود، يا بود و ليكن مخارج رفتن از آن راه را نداشت، برايش جايز است آنچه را كه بر او حرام شده بود بر خود حلال كند، به اينكه در همانجا يك گاو يا گوسفند سر ببرد يا يك شتر نحر كند و احتياط آن است كه با اين قربانى نيّت تحلّل (و در حلاليّت قرار گرفتن نسبت به محرمات احرام) نمايد.
و همچنين احتياط آن است كه تقصير كند؛ پس همه چيز حتى زنها بر او حلال مىشود.
(٤)
مسأله ٣- اگر با احرام عمره داخل مكه معظمه شود و دشمن يا غير دشمن او را از اعمال عمره جلوگيرى كند
حكم او همان است كه گذشت؛ پس به آنچه كه ذكر شد محل مىشود، بلكه اگر او را (فقط) از طواف يا سعى منع كند بعيد نيست كه همين حكم را داشته باشد. و اگر ظالمى او را زندانى كند يا براى بدهى كه نمىتواند آن را اداء كند به زندان بيفتد حكمش همانگونه است كه گذشت.
(٥)
مسأله ٤- اگر براى ورود به مكه يا براى انجام اعمال، محرم شود و ظالمى مالى از او بخواهد
كه مىتواند آن را اداء كند واجب است پرداخت كند مگر آنكه موجب حرج باشد، و اگر توانايى بر آن ندارد يا موجب حرج بر او باشد ظاهر اين است كه وى در حكم مصدود مىباشد.
(٦)
مسأله ٥- اگر برايش راهى به مكّه غير از آنچه كه از آن مصدود شده است باشد
و مخارج رفتن از آن راه را داشته باشد، در احرام باقى مىماند و واجب است به حج برود، و اگر حج از او فوت شود بايد عمره مفرده بجا آورد و محل شود، و اگر در همين فرض ترس نرسيدن به حج را داشته باشد با عملى كه مصدود انجام مىدهد، محلّ نمىشود بلكه چارهاى از ادامه ندارد و بعد از آنكه حج از او فوت شد، با عمره مفرده محل مىشود.