ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٨٣ - دوم - معين كردن مقدار آنچه كه با پيمانه يا وزن يا شمردن، اندازه مىشود با همان واحد
پدر و جدّ پدرى، حتى مادر و برادر و جدّ مادرى بر او ولايت ندارند و اينها مانند بيگانگان مىباشند.
(١)
مسأله ١٩- پدر و جدّ كما اينكه در زمان زنده بودنشان بر نابالغ ولايت دارند همچنين حق دارند براى بعد از وفاتشان بر او قيّم منصوب كنند.
پس آنچه كه از خود آنها بر او نافذ بود از قيّم هم نافذ است، البته نفوذ تصرفات قيم در تزويجش اشكال دارد. و ظاهر آن است كه (رعايت) مصلحت در تصرفاتش شرط است و نبودن مفسده (به تنهايى) كفايت نمىكند.
كما اينكه احتياطا معتبر است كه عادل باشد اگر چه بعيد نيست كه امين و مورد وثوق بودن او كافى باشد.
(٢)
مسأله ٢٠- وقتى پدر و جدّ و وصى آنها نبود
حاكم شرع- كه همان مجتهد عادل است- در اموال صغار ولايت تصرفات دارد مشروط به اينكه تصرّف به منفعت و صلاح آنها باشد. بلكه براى حاكم شرع احتياط اين است به تصرفى اكتفا كند كه ترك آن براى آنها ضرر و فساد داشته باشد. و در صورتى كه حاكم شرع نبود كار او به مؤمنين رجوع مىشود به شرط آنكه احتياطا عادل باشند. پس آنها ولايت دارند كه در اموال صغير، تصرّف نمايند، در جايى كه انجام آن تصرف به صلاح و منفعت آنها، بلكه بنابر احتياط ترك آن داراى مفسده باشد.
(٣)
گفتارى در مورد شروط عوض و معوض
(٤) و آنها چند چيز است: (٥)
اوّل- در مبيع (چيزى كه فروخته مىشود) شرط است كه احتياطا عين باشد
و داراى ماليّت باشد چه در خارج موجود باشد و چه كلّى در ذمه بايع يا در ذمه غير او باشد. پس بنابر احتياط جايز نيست كه مبيع، منفعت باشد- مانند منفعت خانه يا چهارپا- يا عمل باشد- مانند دوختن لباس- يا حقى باشد؛ اگر چه جواز آن خصوصا در حقها خالى از قوت نيست. امّا ثمن (يعنى مالى كه در برابر مبيع قرار مىگيرد) جايز است كه منفعت يا عملى كه ماليّت دارد باشد. بلكه جايز است حقى باشد كه قابل نقل و انتقال است، مانند حق تحجير و حق اختصاص. و در جايز بودن اينكه ثمن حقى باشد كه قابل اسقاط و غير قابل نقل باشد، مانند حق خيار و حق شفعه اشكال است.
(٦)
دوّم- معيّن كردن مقدار آنچه كه با پيمانه يا وزن يا شمردن، اندازه مىشود با همان واحد
، در