ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦٢٧ - مسأله ١ - دين، يا«حال» است(كه وقت پرداختنش رسيده است) پس دائن حق مطالبه و درخواست پرداخت آن را دارد
(١)
كتاب دين و قرض
(٢) «دين»، مالى است كلى، كه در ذمّه شخصى براى شخص ديگر به سببى از اسباب، ثابت است. و به كسى كه ذمهاش به آن مشغول (و بدهكار) است، «مديون و مدين»، و به ديگرى (كه طلبكار است) «دائن و غريم» گفته مىشود. و سبب آن يا قرض كردن است، و يا امور اختيارى ديگرى است؛ مانند اين كه آن مال كلى در سلم، مبيع و يا در نسيه، ثمن و يا در اجاره، اجرت و يا در ازدواج، صداق و يا در خلع، عوض قرار داده شود و غير اينها. و يا (سبب آن) امور غير اختيارى و قهرى است؛ كما اين كه در موارد ضمانات و نفقه زوجه دائم و مانند اينها مىباشد. و دين احكام مشتركى دارد، و احكامى (هم) كه اختصاص به قرض و وام دارد.
(٣)
گفتارى درباره احكام دين
(٤)
مسأله ١- دين، يا «حالّ» است (كه وقت پرداختنش رسيده است) پس دائن حق مطالبه و درخواست پرداخت آن را دارد.
در صورت تمكن و دست باز بودن بر مديون واجب است در تمام اوقات، آن را ادا كند. و يا سررسيددار است، پس دائن حق مطالبه آن را ندارد، و دادن آن بر مديون واجب نيست، مگر بعد از گذشت مدتى كه قرار داده شده، و رسيدن سررسيد آن؛ و تعيين سررسيد گاهى به قرارداد دائن و مديون است، همانگونه كه در سلم و نسيه است، و گاهى با