ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٣ - مسأله ٣ - ظاهر آن است كه در بذر، قيمت روز كشت - نه مثل آن - حساب شود
مانند بعضى حكومتهايى كه در اين زمانها تشكيل شده است (حكومتهاى جمهورى) و براى تعميم حكم (زمينهاى خراجيّه) به غير آن- مانند چيزهايى كه جائرى از اراضى صلح و يا زمينهايى كه موات بوده و به احياء مالك شدهاند مىگيرد- وجهى است كه خالى از قوّت نيست.
(١)
مسأله ٢- اقوى آنست كه تمام هزينهها بدون فرق بين مخارج قبل از تعلق گرفتن زكات و بعد از آن از حاصل كسر مىشود
، و احتياط آنست- اگر اقوى نباشد- كه (رسيدن به) نصاب، قبل از كسر كردن مخارج اعتبار مىشود؛ پس اگر با اجتماع ساير شرايط به حدّ نصاب برسد، زكات به آن تعلّق مىگيرد امّا هزينهها از تمامى آن كسر مىشود سپس يك دهم يا يك بيستم از باقيمانده را- كم باشد يا زياد- پرداخت مىشود. و اگر مخارج، تمامى حاصل را فرا بگيرد پس زكات (واجب) نيست. و مقصود از «هزينه»، تمام مخارجى است كه مالك براى خود حاصل تحمّل كند و در به عمل آوردن، نگهدارى و جمعآورى آن صرف نمايد؛ مانند بذر، پول آبى كه براى آبيارى آن خريدارى كرده، و اجرت كشاورز، و بذركار، و نگهبان، و آبيار، دروگر، و خرمنكوب، و اجرت گاوهايى كه جهت زراعت اجاره مىكند و اجرت زمين اگر چه غصبى باشد و قصد دادن اجرت را به مالك نداشته باشد، و مخارج خشك كردن حاصل و اصلاح درختان خرما، و هموار كردن زمين و لايروبى جوى بلكه مخارج احداث جوى اگر زراعت و يا درختان خرما و انگور به آن نياز داشته باشد. و ظاهر آن است كه آنچه را مالك بستان براى حفر چاه يا نهر و يا ساختن دستگاه آبكشى و يا ديوار و مانند آن كه از مخارج تعمير بستان به حساب مىآيد نه از هزينه ميوه آن، جزء مخارج حاصل نيست (و كسر نمىشود). البته اگر اين مخارج را كسى كه با خريدن و مانند آن حاصل را مالك شده بخاطر حاصلى كه خريده و يا با اجاره مالك آن شده است متحمل گردد جزو هزينهاش حساب مىشود. و (در هر حال) اجرت مالك اگر خودش كار كرده باشد جزء مخارج حساب نمىشود، و همچنين اجرت كسى كه تبرّعا براى او كار كرده، و اجرت زمين و گاوها اگر ملك خود مالك باشد (جزء مخارج حساب نمىشود)، بلكه احتياط آن است كه پول خريد گاوها و آلات و ابزارى را كه براى كشت كردن و آبيارى، خريدارى كرده و عين آن بعد از برداشتن حاصل باقى مىماند حساب نكند. البته در حساب كردن (ارزش) مقدار نقصى كه در اثر استعمال در زراعت و آبيارى بر آنها وارد مىشود وجهى هست، ليكن احتياط خلاف آن است (كه احتياطا آن را هم حساب نكند) و به حساب آوردن پول خريد زراعت و ميوه محل اشكال است، كه بحساب آوردن آن بعيد نيست و ليكن به نسبت، بر كاه و گندم مثلا تقسيم مىشود.
(٢)
مسأله ٣- ظاهر آن است كه در بذر، قيمت روز كشت- نه مثل آن- حساب شود
، چه از مال خودش باشد يا آن را خريده باشد.