دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٩ - ٤/ ٢ ١٤ اصرار بر ترجيح دادن نزديكان
مردم، ساكت شدند.
عثمان گفت: اگر كليدهاى بهشت به دستم بود، آنها را به بنى اميّه مىدادم تا آخرين نفرشان نيز وارد شود.
١١٢٧. أنساب الأشراف به نقل از ابو مِخنَف: در بيت المال مدينه، جعبه لوازم آرايشى بود كه در آن زيورآلات و جواهر قرار داشت. عثمان، چيزهايى از آن را براى زينت برخى از اعضاى خانوادهاش برداشت.
مردم، زبان به اعتراض گشودند و با سخنانى تند به او پرخاش كردند تا آن كه او را خشمگين ساختند و او سخنرانى كرد و گفت: ما نياز خود را از اين مالِ عمومى برمىداريم، هر چند برخى را خوش نيايد.
على ٧ به او فرمود: «در اين صورت، از اين كارت جلوگيرى مىشود و ميان تو و آن، جدايى انداخته مىشود».
عمّار بن ياسر گفت: خدا را گواه مىگيرم كه من، نخستين كسى هستم كه آن [كار] را ناخوش مىدارم.
١١٢٨. تاريخ الطبرى به نقل از عثمان: عمر به خاطر خدا از استفاده خانواده و نزديكان خود جلوگيرى مىكرد و من به خاطر خدا به خانواده و نزديكانم عطا مىكنم.
١١٢٩. أنساب الأشراف به نقل از زُهْرى: خلافت عثمان، دوازده سال طول كشيد. شش سال نخست، مردم بر او خُردهاى نگرفتند و او نزد قريش، محبوبتر از عمر بود؛ چون عمَرْ تندخو، و عثمانْ نرم و همراه آنان بود.
سپس [عثمان] در اداره امورشان سستى كرد و در شش سال دوم، نزديكان و خويشان خود را به كار گمارد و مردم را رها كرد و خُمسِ [غنيمتهاى] افريقا را به مروان بن حَكم داد و از بيت المال به نزديكانش بخشش نمود و آن را معناى حقيقىِ صله رحمى كه خدا به آن فرمان داده، دانست.