دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٧ - تحليل وقايع شورا
و چنين است كه على ٧ فرمود:
من، از سَرِ ناخشنودى و كراهت، بيعت نمودم.[١]
٤. به وجود آوردن طمع خلافت. نكته فرجامين، اين كه عمر با اين كار، آتش طمع خلافت را عملًا در جان اعضاى شورا بر افروخت. شيخ مفيد ;نوشته است:
سعد بن ابى وقّاص، خود را در برابر على ٧ شخصيّتى نمىديد؛ امّا حضورش در شورا، در او اين پندار را به وجود آورد كه او نيز اهليّت خلافت دارد.
ابن ابى الحديد، همين تحليل را از استادش نقل كرده است و طلحه نيز در بيان برابرىاش با على ٧، از جمله، وجود خود در شورا را دليل مىآورَد.[٢] معاويه نيز به اين نكته در گفتگويى اشاره دارد.[٣]
به هر حال، عمر، با شورايى كه تعيين كرد، يك بار ديگر بر از بين بردن «حقّ خلافت» و پاس نداشتن «حرمت خلافت» همّت گماشت و بنى اميّه را يكسر بر امّتْ مسلّط ساخت؛ كسانى را كه آن همه فساد به بار آوردند. نيز با به وجود آوردن طمع خلافت در جان كسانى چون طلحه و زبير، عملًا زمينه درگيرىهاى بعد را فراهم ساخت.
تأكيد مىورزيم كه با تتبّع كامل و بررسى دقيق اين واقعه، مىتوان به درستىِ اين تحليل، دست يافت ... و خداوند، از نيّت بندگان، آگاه است.
[١]. شرح نهج البلاغة: ج ١٢ ص ٢٦٥.
[٢]. الإمامة و السياسة: ج ١ ص ٩٥. نيز، ر. ك: ج ٥ ص ١٦٩( گفتگوهاى امام با طلحه).
[٣]. العقد الفريد: ج ٣ ص ٢٨٩، تاريخ دمشق: ج ١٩ ص ١٩٧.