دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٦ - تحليل وقايع شورا
سخنانى كه على ٧ با عبد الرحمن داشت، قاطعانه مىتوان پاسخ را منفى دانست. على ٧ با ژرفنگرىِ ويژه خويش دريافت كه اين همه، يكسر، تمهيداتى براى موجّه جلوه دادن تصميمى است كه از پيش، برنامهريزى شده بود.
بدين ترتيب، چه بسا اگر امام ٧ شرط را مىپذيرفت، عثمان هم مىپذيرفت و اينجا بود كه عبد الرحمن به دستاويزى ديگر روى مىآورد (به طور مثال، آنچه پيشتر گفته بود: لشكريان و رؤساى قبايل، تمايل به عثمان دارند ...) و نتيجه، باز هم انتخاب عثمان بود و در اين ميان، آنچه مىمانْد، صحّت بخشيدن به روش دو شيخ (ابو بكر و عمر) از سوى على ٧ بود؛ و حاشا كه على ٧ فريب چنين صحنهسازىاى را بخورد؛ او كه نگاهش بسى پردههاى سطحى را مىدرَد و حقايق را مىنگرد.
٣. فرايند شورا از پيش، روشن بود.
و از اين روى، عمر فرمان داد: هر آن كس كه مخالفت كند، گردنش زده شود. چنين بود كه پس از بيعت عبد الرحمن بن عوف و ساير اعضاى شورا با عثمان، على ٧ همچنان ايستاده بود و بيعت نمىكرد. پس، عبد الرحمن بن عوف بدو گفت: «بيعت كن، وگرنه گردنت را خواهم زد».
امام ٧ از خانه بيرون آمد و اصحاب شورا از پى او آمدند و گفتند: بيعت كن، وگرنه با تو مىجنگيم.[١] چنين است كه سيّد مرتضى، با سوز مىگويد:
اين، چه رضايتى است ...؟! چگونه كسى كه به قتل و پيكارْ تهديد مىشود، مختار است؟!
[١]. أنساب الأشراف: ج ٦ ص ١٢٨، شرح نهج البلاغة: ج ٩ ص ٥٥ و ج ١٢ ص ٢٦٥، الإمامة و السياسة: ج ١ ص ١٧٦.