دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٣ - تحليل وقايع شورا
بر اساس قرآن، سنّت پيامبر خدا و شيوه دو شيخ، عمل خواهم كرد.
عبد الرحمن، سخن خود را با على ٧ تكرار مىكند. على ٧ سخن پيشين را تكرار و اضافه مىكند:
با كتاب خداوند و سنّت پيامبر ٦، نيازى به روش هيچ كس نيست. تو كوشش دارى كه اين امر را از من دور سازى ....[١]
بدين سان، عبد الرحمن، عثمان را به خلافت برمىگزيند و بر مسند قدرت مىنشاند و يك بار ديگر، «حق» در مسلخ تزوير و فتنه ذبح مىشود. و اين چنين، كسانى كه سالها به روى پيامبر خدا شمشير كشيدهاند، فرصت مىيابند تا در سايه حمايت خليفه پيامبر، كار دشمنى با وى را از سر گيرند. چون على ٧ چنين مىبيند، خطاب به عبد الرحمن مىگويد:
حَبَوتَهُ حَبوَ الدَّهرِ، لَيسَ هذا أوَّلَ يَومٍ تَظاهَرتُم فيهِ عَلَينا، «فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ»[٢].
وَاللّهِ ما وَلَّيتَ عُثمانَ إلّا لِيَرُدَّ الأَمرَ إلَيكَ!
چه بخشش ويژهاى به او (عثمان) كردى! اين، نخستين روزى نيست كه بر ضدّ ما پشت به پشت هم داديد! «پس، صبرى نيكو [بايد]؛ و خداوند، بر آنچه توصيف مىكنيد، يارىرسان است». به خدا سوگند، خلافت را به عثمان نسپردى، جز براى آن كه به تو باز گردانَد![٣]
و مقداد فرياد بر مىآورد:
[١]. تاريخ اليعقوبى: ج ٢ ص ١٦٢، شرح نهج البلاغة: ج ١ ص ١٨٨ و ج ١٢ ص ٢٦٢، البدء و التاريخ: ج ٥ ص ١٩٢.
[٢]. يوسف، آيه ١٨.
[٣]. تاريخ الطبرى: ج ٤ ص ٢٣٣، تاريخ المدينة: ج ٣ ص ٩٣٠.