دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦٩ - ٢/ ٢ كنار نهادن كارگزاران عثمان
بر تو بار شود، بر من نيز بار خواهد شد؛ ليكن نامهاى براى معاويه بفرست، بر او منّت گذار و به وى، وعده ده.
على ٧ امتناع ورزيد و گفت: «به خدا سوگند، هرگز چنين نخواهد شد».
١٣٤٥. شرح نهج البلاغة به نقل از مدائنى در گزارش جلسهاى كه در آن، ابن عبّاس و معاويه، حضور داشتند: مغيرة بن شعبه گفت: آگاه باشيد! سوگند به خداوند كه براى على ٧، خيرخواهى كردم و او رأى خود را ترجيح داد و به زيادهروىاش ادامه داد. از اين رو، فرجام امور، به ضرر وى شد نه به سود او، و من، گمان برم كه مردمانش از روش او پيروى كنند.
ابن عبّاس گفت: به خدا سوگند، اميرمؤمنان، به آراى گوناگون و خاستگاه دورانديشى و گرداندن امور، داناتر از آن بود كه رايزنى تو را در آنچه خداوند از آن نهى كرده و آن را نكوهش، بپذيرد. «نمىيابى گروهى راى كه به خداوند و روز واپسين، ايمان آورند، با كسانى كه با خدا و رسولش دشمنى كنند، دوستى پيشه سازند» و او تو را بر تذكرى روشن و آيهاى تلاوت شده آگاه ساخت؛ اين سخن خداوند كه: «گمراهان راى ياور نگيرم».
آيا برايش جايز بود بر اموال عمومى و خون مسلمانان، افرادى را بگمارد كه نزد او امين و مورد اعتماد نبودند؟ هرگز، هرگز! او به واجبات الهى و سنّت پيامبر خدا داناتر است كه خلاف آنچه اظهار مىدارد، در دل داشته باشد، مگر براى تقيّه؛ ولى با روشنى حق، پايدارى دلها و فراوانى ياور، مجالى براى تقيّه نيست. مانند شمشير بيرون آمده از نيام، در راه اجراى فرمان خدا به پيش مىرود و طاعت پروردگار و پرواى او را بر رأى دنيامداران، ترجيح مىدهد.