دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٣ - ١/ ١٠ ٢ سعدبن ابى وقاص
على ٧ در بيعت نكردن با ايشان و همراهى وى، اعتراف كرد.
سعد، در سال ٥٥ هجرى درگذشت. عمر بن سعد، فرمانده سپاه اموى در واقعه كربلا، فرزند اوست.
١٣٣٤. المستدرك على الصحيحين به نقل از خيثمة بن عبدالرحمان: شنيدم كه مردى به سعد بن مالك گفت: به درستى كه على ٧ تو را سرزنش مىكند. چرا از بيعتِ با او سر باز زدى؟ سعد گفت: سوگند به خداوند كه اين نظرى بود كه بدان رسيدم و اشتباه كردم. به درستى كه به علىّ بن ابى طالب ٧، سه خصلت داده شده است كه اگر يكى از آنها نصيب من شده بود، از دنيا و آنچه در آن است، برايم دوست داشتنىتر بود.
١٣٣٥. مروج الذهب به نقل از ابن عايشه و ديگران: پس از آن كه سعد، على ٧ را ستايش نمود و براى وى، خصلتهايى ياد كرد و آرزو كرد كه يكى از آنها را داشته باشد، معاويه به او گفت: بنشين و پاسخ گفتههايت را بشنو. تو هيچگاه مانند الآن، نزد من شايسته سرزنش نبودهاى. [اگر چنين بود] چرا او را يارى نكردى؟ چرا از بيعت با وى باز نشستى؟ حقيقتاً اگر آنچه را تو درباره على ٧ شنيدى، من از پيامبر ٦ شنيده بودم، تا زنده بودم، خدمتگزار وى مىبودم.
سعد گفت: سوگند به خداوند كه من به اين مقام، از تو سزاوارترم.
سپس معاويه گفت: فرزندان قبيله عُذره، اين را از تو نمىپذيرند (گفته شده كه سعد، از مردان قبيله عذره بود).
ر. ك: ج ٨ ص ٤٩٩ (سعد بن ابى وقّاص).