دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢١ - ١/ ١٠ ١ عبد الله بن عمر بن خطاب
البته برخى از منابع، مراد از «فئة باغية» در كلام وى را خوارج يا حَجّاج يا ابن زبير دانستهاند كه با توجه به قيد: «مع علىّ» در نصّى كه بدان اشاره شد، جايى براى احتمالات ديگر نيست.
او مىگفت: هركس مرا به نماز فراخواند، از او پيروى مىكنم، از هر گروه كه باشد و از كسى كه مرا به جنگ بخواند، پيروى نمىكنم.
در حاكميت و اطاعت از حاكم نيز او به «قانون غلبه» باور داشت و مىگفت: حق، با كسى است كه پيروز شود و بر مردم، تسلّط يابد و چيره گردد.
چنين بود كه چون على ٧ در بيعت بر آزادى و اختيار مردم، تأكيد مىكرد و مىگفت: «با اجبار، هيچ كس را بر اطاعت از خويش وادار نمىكنم»، عبد اللّه، از پيروى او تن زد؛ امّا از بيعت با يزيد بن معاويه، نه.
او خيزش مردمان مدينه را پس از علنى شدن فسق، فجور و هرزگى يزيد (پس از قتل اباعبد اللّه ٧)، «غَدْر (پيمان شكنى)» ناميد و خانواده خود را از اين كار، باز داشت.