دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٣ - (٣) دفاع كلى از سياستمدارى امام على
بر مردم تفسير كنيم، مواضع حضرت، به عنوان سياستمدار، قابل دفاع نيست.
روشن است كه امام، به اين مسائل توجه دارد و شيوه بهرهگيرى از آن را نيز مىداند؛ ولى به لحاظ تقيّد به قوانين الهى و ارزشهاى اخلاقى و تأكيد بر حقوق مردم، بهرهگيرى از آن را روا نمىداند. اين كلام او به روشنى، نشاندهنده حقيقت ياد شده است كه فرمود:
لَولا إنَّ المَكرَ وَ الخَديعَةَ فِي النّارِ لَكُنتُ أمكَرَ النّاسِ.[١]
اگر نبود كه نيرنگ و حيله، جايش در آتش است، من از نيرنگبازترينِ مردم بودم.
هَيهاتَ! لَولَا التُّقى لَكُنتُ أدهَى العَرَبِ.[٢]
هرگز! اگر پارسايى نبود، من زيركترينِ مردمانِ عرب بودم.
و نيز مىفرمايد:
به خدا سوگند، معاويه از من زيركتر نيست؛ ليكن او حيلهمىكند و بهفجور دست مىزند؛ و اگر نبود زشتىِ حيله، من از زيركترينِ مردمان بودم، امّا هر نيرنگى، معصيت است، و هر معصيتى سرپوشى است، و براى هر نيرنگبازى، پرچمى است در روز قيامت كه بدان شناخته گردد.[٣]
بدين سان، امام به خوبى مىداند كه چگونه نفسها را در سينه خفه كند، و چه سان، فريادها را به سكوت بكشاند و با نيرنگ، كسان را فريب دهد و با زورمدارى، در دلها هراس افكنَد، و با تطميع، آزمندانِ سركش را رام كند، و تجاوز به حقوق مردم و از كشته، پُشته ساختن، و مخالفتها و شورشهاىِ داخلى را از بيخ و بُن بركَنَد؛ امّا او على است و حقمدار و خدا بين و معاد باور، كه تقيّدش به حق و
[١]. الكافى: ج ٢ ص ٣٣٦.
[٢]. ر. ك: ج ٤ ص ٤ ح ١٣٥٠.
[٣]. ر. ك: ج ٤ ص ٦ ح ١٣٥٢.