دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٠ - حقوق متقابل مردم و رهبرى
حقوق متقابل مردم و رهبرى
از نگاه على ٧، نه تنها حقّ رهبر سياسى جامعه در چارچوب اين آيين، منافاتى با حقوق مردم ندارد، بلكه حقّ رهبر سياسى، در گرو اداى حقوق آنان از سوى رهبر است و مردم، در صورتى موظّف به اطاعت و حمايت از رهبر هستند كه حقوق آنان در نظام تحت فرمان او رعايت شود.
امام على ٧ در اين زمينه، چنين فرموده است:
أمّا بَعدُ، فَقَد جَعَلَ اللّهُ سُبحانَهُ لي عَلَيكُم حَقّاً بِوِلايَةِ أمرِكُم، ولَكُم عَلَيَّ مِنَ الحَقِّ مِثلُ الَّذي لي عَلَيكُم، فَالحَقُّ أوسَعُ الأَشياءِ في التَّواصُفِ و أضيَقُها في التَّناصُفِ، لايَجري لِأَحَدٍ إلّا جَرى عَلَيهِ، و لايَجري عَلَيهِ إلّا جَرى لَهُ.[١]
بعد از حمد و ستايش خدا؛ همانا خداوندِ سبحان، با سرپرستى و ولايت در كارهايتان، حقى براى من بر عهده شما گذاشته است و در مقابل، براى شما نيز همانند آن، حقّى برگردن من نهاده است. پس حق در مقام توصيف، از همه چيزها فراختر، و در مقام انصاف در عملْ تنگ و باريكتر است. حق به سود كسى نيست، مگر آنكه به زيان او نيز هست، و بر زيان كسى نيست، مگر اينكه به سود او نيز خواهد بود.
آن حضرت، در سخنى ديگر، حقوق متقابل مردم و رهبرى را چنين بيان مىكند:
حَقٌّ عَلَى الإمامِ أن يَحكُمَ بِما أنزَلَ اللّهُ و أن يُؤَدِّىَ الأَمانَةَ، فَإِذا فَعَلَ فَحَقٌّ عَلَى الناسِ أن يَسمَعوا لَهُ و أن يُطيعوا، و أن يُجيبوا إذا دُعوا.[٢]
بر امام لازم است كه طبق آنچه خداوند مقرّر كرده است، حكومت كند و امانتى را
[١]. ر. ك: ج ٤ ص ١٩٠ ح ١٥٨٠.
[٢]. كنزالعمّال: ج ٥ ص ٧٦٤ ح ١٤٣١٣.