دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٩ - ١ ترويج فرهنگ كار
چهرهها و شخصيتگرايى در موضعگيرىهاست.
امام على ٧ به مردم هشدار مىداد كه شخصيتها هر چند بزرگ و ارجمند و محبوب و معتمَد باشند، نمىتوانند معيار حق و باطل قرار گيرند. امام مىكوشيد جامعه را به لحاظ آگاهى و شناخت موضعها و معيارها و آگاهىهاى فرهنگى، به سطحى برساند كه شخصيتها و مواضع آنان را هر اندازه بزرگ باشند، با حق بسنجند، نه حق را با شخصيتها؛ حق را معيار شناخت شخصيت بدانند، نه شخصيت را معيار شناخت حق.
سه سياستهاى اقتصادى
مردمانى كه عليه سياستهاى عثمان قيام كردند، از جمله دلايل قيام خود را نابسامانىهاىِ اقتصادى، گشادهدستىهاى خليفه، بذل و بخششهاى بىرويه، بىتوجّهى به معيشت مردم، و ناهنجارى در اموال عمومى برمىشمردند.
در چنين فضايى، امام على ٧ از يك سو بر توليد تأكيد مىورزد، و از سوىِ ديگر، تنظيم بازار را در اولويت قرار مىدهد، و در نهايت، در تقسيم بيت المال، نهايت دقّت را معمول داشته، هرگونه تبعيض را در آن، رد مىكند و شايد اين، دشوارترين موضع امام بوده است. اصول سياستهاى علوى در اقتصاد را مىتوان در عناوين ذيل برشمرد:
١. ترويج فرهنگ كار
در آموزههاى علوى، توجّه به تلاش و كار، جايگاه بلندى دارد. از ديدگاه على ٧، فقر اقتصادى، معلول پيوند فرهنگ كسالت، بىتحرّكى، تنبلى و ناتوانى است. جامعه سرشار از نشاط و آكنده از تحرّك، كه فرهنگ كار بر آن حاكم باشد، به بيمارى فقر كه زمينه بسيارى از بيمارىهاى مادّى و معنوى، و فردى و اجتماعى