دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٦ - ١ صداقت در سياست
١. صداقت در سياست
صداقت را بنيادىترين اصل سياستهاى مديريتى على ٧ مىتوان شمرد. سياستمداران، در گذرگاه تاريخ، غالبا با مردمان رو راست نبودهاند و آنچه با مردم درميان نهادهاند، آن چيزى نبوده كه بدان انديشيده و عمل كردهاند. على ٧ صداقت و رو راستى با مردمان را اصل قويم حاكميتش قرار داده بود و از آغازين روزها تا لحظههاى شهادت، بر آن استوار مانْد. بىگمان، صداقت، از مهمترين عوامل جاذبههاى جاودانى حكومت على ٧ بر دلها و بر رواق تاريخ بوده، و نيز مرز روشن و فرقِ فارق سياست علوى و اموى است.
در فرهنگ امويان، صداقتْ بىمعناست، و وارونهگويى، دروغپردازى و تزوير، درونْمايه سياست آنان است. چنان كه اشاره كرديم و براى كسانى كه اندكى با تاريخ سياستْ آشنا باشند، روشناست، اكثرسياستمداران گذشته، از سياست، جز واژگونسازى واقعيت و دروغپردازى در برخوردها، تلقّى ديگرى نداشتند. گزارش خاطرهاى در اين زمينه از علوىانديشِ عرصه سياست در تاريخ معاصر، حضرت امام خمينى ;، بس گويا و جالب است. آن بزرگوار، پس از اوّلين حركت توفندهاش عليه حاكميت ستم، دستگير شده بود. يكى از سرانِ حكومت، با ايشان ملاقات مىكند و در مورد سياست، با وى سخن مىگويد. گزارش امام ; از سخنان او چنين است:
[او گفت:] سياست، عبارت از بد ذاتى، دروغگويى و ... خلاصه، پدرسوختگى است، و اين را بگذاريد براى ما!
امام خمينى ; در ادامه مىفرمايد:
راست هم مىگفت. اگر سياست از اينهاست، مخصوص آنها مىباشد.[١]
[١]. ولايت فقيه: ص ١٩٢ ١٩٣.