دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٩ - محتواى گزارش
ابن حجر، «سَرىِّ» واقع در سند را سَرىّ بن اسماعيل همْدانى كوفى مىداند كه يحيى بن سعيد، او را دروغگو خوانده و برخى ديگر از حافظان نيز او را تضعيف كردهاند.
ما او را سَرىّ بن عاصم همْدانى مىدانيم كه در بغداد ساكن بوده و در سال ٢٥٨ هجرى درگذشته و ابن جرير طبرى بيش از سى سال از حيات او را درك كرده است. ابن خراش، او را «دروغگو» دانسته و ابن عَدى او را «واهى» شمرده و گفته است: «حديث مىدزديده است» و ابن حبّان افزوده: « [او] احاديثى را كه سند آنها موقوف بوده و به پيامبر ٦ نمىرسيده، به پيامبر ٦ مىرسانده است و احتجاج به احاديث او روا نيست». و نقّاش درباره حديثى گفته است: «سَرى، آن را ساخته است».
پس سرى، ميان دو نفر دروغپرداز، مورد ترديد است و براى ما اهميّتى ندارد كه تعيين كنيم كدام يك بودهاند ...؛ ولى خواننده [كتاب] مپندارد كه او همان سرىّ بن يحيى است كه ثقه و مورد اطمينان است؛ زيرا او بسى پيشتر مىزيسته و در سال ١٦٧ [هجرى] در گذشته است كه ٥٧ سال پيش از ولادت طبرى (به سال ٢٢٤) است. پس طبرى از سرىّ ديگرى، روايت مىكند.
و در سند، شعيب بن ابراهيم كوفى است كه مجهول است و ابن عَدى مىگويد: «شناختهشده نيست» و ذهبى گفته است[١]: «كتابهاى سيف را روايت كرده است؛ ولى شناختهشده نيست و مجهول است».[٢]
محتواى گزارش
تأمّلدر محتواى گزارش و چگونگى آن، به همراه نكاتى كه با اندكى درنگريستنْ به
[١]. ميزان الاعتدال: ج ٢ ص ٢٧٥ ش ٣٧٠٤، لسان الميزان: ج ٣ ص ١٤٥ ش ٥١٧.
[٢]. الغدير: ج ٨ ص ١٤٠.