دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٩ - تحليلى درباره عوامل شورش عليه عثمان
تحليلى درباره عوامل شورش عليه عثمان
پس از مرگ خليفه دوم، شورايى تشكيل مىشود و خلافت را به عثمان بن عفّان مىسپارد. روزگارِ خلافت عثمان و بويژه سالهاى پايانى آن، از اهميّت بسزايى برخوردار است. در دوران خلافتِ خليفه دوم، جامعه اسلامى روزگار آرامى را مىگذراند و اين آرامش، از جمله معلول خوى صلابتِ آميخته با استبداد خليفه دوم است.
جامعهاى بدان سان آرام، در زمانى اندك، به محيطى پر تلاطم و سرشار از اعتراض نسبت به خليفه مبدّل مىشود. اين رويداد، چگونه شكل مىگيرد؟ اعتراضهاى سرازير شده به سوى خليفه، سرچشمه در كجا دارند؟ مردمانى كه براى ستاندن دادِ خويش از خليفه در مدينه گرد آمدهاند، به گواه تاريخ، نه از قشرى خاص و نه از آبادى و شهرى خاصاند. پس به واقع، جامعه اسلامى، يكسر خيزش كرده است. چرا؟ شگفتا كه خليفه مسلمانان كه پيوند نسبى نيز با پيامبر خدا دارد، در مدينه محاصره مىشود و هيچ كس به يارىاش برنمىخيزد!
محاصره طولانى مىشود و هيچ كس از بيرون مدينه به يارى نمىآيد. حتّى معاويه نيز كه بعدها عنوان «خونخواه» او را يدك مىكشد درخواست او را بدون پاسخ مىگذارد! آيا معاويهاى كه مىتواند در نبرد صفّين، صد هزار نفر را به
دانش نامه امير المومنين «٧» بر پايه قرآن، حديث و تاريخ، جلد ٣، ص٣٥٠
خونخواهى عثمان بسيج كند، نمىتواند تنها هزار نفر را به يارى عثمان بفرستد؟! پس چرا چنين نمىكند.
سادهانگارى است كه حادثهاى به اين گستردگى را به فردى ناشناخته و يا جريانى بىريشه مستند سازيم. تأمّل در پرسشهاى يادشده و نيز ژرفكاوى در متون و منابع براى پيجويى پاسخ آنها، جستجوگر تاريخ اسلام را به مسائل و نكاتى رهنمون مىشود كه فراتر از آن چيزى است كه سادهانگارانْ مطرح كرده، كوشش در استوار جلوه دادن آن دارند. در يك كلام مىتوان گفت كه شورش مسلمانان بر ضدّ عثمان، ريشه در عملكرد او و اطرافيان وى دارد. اين نكته را اندكى بيشتر مىكاويم.
عثمان، مردى از طبقه اشراف مكّه است كه نزديكان او (بنى اميّه) از دشمنان ديرين و كينتوز اسلاماند. طايفه بنى اميّه، از جمله سران مبارزه با اسلاماند؛ همان كسانى كه تا مجبور نشدند، اسلام نياوردند.[١] به همين جهت، نه وجهه دينى دارند و نه پايگاه اجتماعى.
در اين جا رفتار عثمان را اندكى مشروحتر بنگريم:
مقرّب ساختن طُلَقا
هنگامى كه عثمان به خلافت مىرسد، كسانِ خود و در حقيقت، «حزب طُلَقا (آزادشدگان پيامبر ٦ در فتح مكّه)» را بسى مىنوازد و آنان را كه برخىشان (همانند: حَكَم و پسرانش مروان و حارث) مطرود پيامبر خدايند، همرازان و كارگزاران خود بر مىگيرد.
در حكومتِ خليفه مسلمانان، مروانِ مطرودِ پيامبر ٦، منشى ويژه خليفه است
[١]. در جريان فتح مكّه، بنى اميّه پس از اجبار به تسليم شدن، اسلام آوردند و به دستور پيامبر ٦ آزاد شدند و به« طُلَقا( آزادشدگان)» شهرت يافتند.