دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٧ - ٥/ ١٩ موضع امام در برابر قتل عثمان
مروان و معاويه و عبد اللّه بن عامر و سعيد بن عاص با او كارى كردند كه مىبينيد و چون او را نصيحت و امر كردم كه آنان را برانَد، مرا به خيانتْ متّهم كرد، تا اين كه آنچه مىبينيد، پيش آمد.
١٢٧٤. وقعة صفّين به نقل از خفاف بن عبد اللّه، هنگامى كه معاويه به او گفت: براى ما از كشتن عثمان، سخن بگو: مكشوح[١] او را محاصره كرد و حُكيم [بن جبله] در آن حكم كرد و محمّد [بن ابى بكر] و عمّار، متولّى كار بودند و سه نفر، تمام همّ خود را در اين كار نهادند: عَدىّ بن حاتم، اشتر نخعى و عمرو بن حمق؛ و دو نفر در كارش جِدّيت كردند: طلحه و زبير. پاكترينِ مردم نسبت به آن [قتل]، على ٧ است.
١٢٧٥. العقد الفريد به نقل از محمّد بن سيرين: من نديدم كه على ٧ در خون عثمان متّهم شود، تا آن كه با او بيعت شد. همين كه با او بيعت شد، مردم، او را متّهم كردند.
ر. ك: الجمل: ص ٢٠٠ (موضع امير مؤمنان در برابر بدعتهاى عثمان).
[١]. مكشوح، يعنى كسى كه بر پهلوى او ضربتى وارد آمده و يا براى معالجه داغ نهادهاند و در تاريخ، لقب هبيرة بن عبد يغوث است. او پيش از ظهور اسلام، رئيس قبيله مراد در يمن بوده است؛ امّا متون تاريخى، گزارش از اسلام آوردن او ارائه ندادهاند و در عوض، وقايع متعدّدى مانند ارتداد و اسلام درباره و حضور در جنگ جَلَولا را به پسرش قيس، نسبت دادهاند. از اين رو محتمل است كه كلمه« ابن» از متن افتاده باشد( ر. ك: الصحاح، جوهرى: ج ١ ص ٣٩٩، تاريخ دمشق: ج ٤٩ ص ٤٨١، الطبقات الكبرى: ج ٥ ص ٥٢٥، اسد الغابة: ج ٤ ص ٢٢٧، الفتوح، ابن اعثم: ج ١ ص ٢٨٠، وقعة صفّين: ص ٥٤).